در كتاب فرهنگ سازماني نوشته ادگار شاين به بحث درباره فرهنگ درون سازمان ها كه يكي از مهمترين مقولاتي است كه هرسازمان با آن رو به رو است پرداخته شده است.
فرهنگ به معناي ارزش هاي مشترك ميان افراد يك گروه از قبيل يك خانواده، يك سازمان يا يك كشور است. واژه فرهنگ سازي، واژه اي بسيار جوان است كه اولين بار توسط ادگار شاين مطرح شد. شاين در اين باره مي‌گويد: اگر شما فرهنگ را هدايت نكنيد فرهنگ شما را هدايت مي كند و ممكن است حتي متوجه نشويد فرهنگ سازماني پديده اي ملموس نيست و به راحتي قابل شناسايي نيست. كوه يخي است كه تنها قله آن آشكار است و بخش عمده آن ناپيدا و پنهان است ولي در واقع نمايانگر شيوه زندگي واقعي اعضاي سازمان است. فرهنگ را روح سازمان و انرژي اجتماعي تعريف مي كنند كه مي تواند سازمان را به جلو راند يا از حركت باز دارد و اين توان بالقوه به خاطر تاثيري است كه فرهنگ بر رفتار كاركنان دارد. نظريه پردازان سازماني در دهه هاي اخير با تصديق اين كه فرهنگ نقش مهمي در زندگي اعضاي سازمان دارد به اين امر توجه كرده اند از نظر آنان، فرهنگ، نخست، تعيين كننده مرز سازماني است و دوم نوعي احساس هويت در وجود اعضاي سازمان تزريق مي كند و سوم اينكه موجب مي شود كه در افراد نوعي تعهد نسبت به چيزي به وجود آيد كه آن چيز بسي بيش از منافع شخصي فرد است. همچنين فرهنگ به عنوان نوعي چسب به حساب مي آيد كه مي تواند از طريق ارايه استانداردهاي مناسب سازمان را به هم متصل كند و سرانجام فرهنگ به عنوان يك عامل كنترل به حساب مي‌آيد كه موجب به وجود آمدن يا شكل دادن به نگرش ها و رفتار كاركنان مي شود. اين ايده هميشه وجود دارد كه سازمان تا زماني كه در انجام وظايف خود موفق است فرهنگ موجودش خوب است همين كه نشانه هاي شكست در سازمان بروز كند گمان مي رود عناصري از فرهنگ ناكارا هستند و بايد دگرگون شوند و شاين توصيه مي كند: هرگز عزم تغيير فرهنگ نكنيد، كار را به عزم گشودن گره‌اي از كار خود سازمان آغاز كنيد.
فرهنگ سازماني عموما در يك سازمان شكل مي گيرد و افراد فعال در آن سازمان با آن فرهنگ رشد مي‌كنند. بهترين راه كسب آگاهي از آنچه در جهان مي گذرد تجربه كردن جهان است و در اين خصوص استفاده از مشاوره خبرگان اين راه بسيار موثر است. سازمان هايي كه در اين زمينه ياري بخواهند، مي توانند تكاپويي براي شناسايي واقعيت هاي سازمان خود داشته باشند. به عبارتي بسياري از پژوهشگران در سازمان ها مي خواهند چيزهايي را كه افراد سازمان به دلايلي پنهان نگه مي دارند را كشف كنند. در همين راستا يك مشاور سعي مي‌كند از ضمير پنهان سازمان اطلاعات جامعي به دست آورد. به عبارتي تحقيق باليني در اين خصوص داشته باشد و با اين شيوه راهي براي گشودن گره هاي فرهنگي پيدا مي شود.
فرهنگ مهم است زيرا هر اقدامي بدون آگاهي از نيروهاي فرهنگي، ممكن است پيامدهاي پيش بيني نشده و ناخواسته داشته باشد. جدي گرفتن فرهنگ يعني اين كه پيش از دست زدن به هر كاري به پيامدهاي نيروهاي فرهنگي بيانديشيم.
ادگار شاين:
آموزگار و استاد ممتاز رشته مديريت مدرسه اسلوان در ام آي تي است. وي دوره كارشناسي را در سال 1947 در رشته آموزش عمومي در دانشگاه شيكاگو و دوره كارشناسي ارشد را در سال 1949 در دانشگاه استانفورد در رشته روانشناسي اجتماعي دريافت كرد و در ادامه نيز در همين رشته در سال 1952 به اخذ درجه دكترا از دانشگاه هاروارد نايل گرديد. وي در راستاي خط اصلي كاري و پژوهشي خود در زمينه هاي ديگر روانشناسي نيز فعاليت مي كرد. ويراستار نشريه توسعه سازماني است و از سال 1972 تا 1981 نيز رييس گروه مطالعات سازماني مدرسه مديريت اسلو وان بود.