PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شعر و متون ادبي طنز



صفحه ها : [1] 2

26181005506
10-08-14, 10:40
تو در قلب من جا داری

تو در دل من جا داری

تو در رگ من جا داری

رفتم دکتر گفت تو انگل داری.

26181017508
10-08-22, 04:00
خر نخریدم انشاءالله

ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.
مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم.
مرد گفت: انشاءالله بگوی.
گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم انشاءالله!

26181008733
10-08-28, 10:00
فوت وفن هاي زندگي بهتر:

براي مدريت كردن : خود گوييد و خود خنديد ترديد نكنيد كه خيلي هنرمنديد.

براي پيدا كردن دوست: اينكه بعضي ها مي گويند دشمن دشمن آدم لزوما دوست آدم نيست حرف مزخرفي است بهترين راه براي پيدا كردن دوست همين است كه بگرديم و دشمنان دشمنانمان را پيدا كنيم و با آنها روابط دوستانه برقرار كنيم. اگر تجربه تان به شما ثابت كرده اين شيوه غلط است، تجربه تان غلط كرده! خيلي مصمم و با اعتماد به نفس به راهتان ادامه دهيد.

براي متقاعد كردن رفقا يا فرزندان: بهترين شيوه براي متقاعد كردن طرف مقابل ، گوشمالي دادن طرف مقابل مي باشد در اين حالت يا طرف متقاعد شده يا سعي مي كند متقاعد شده نشان دهد.

براي پيشرفت كردن: ترديد نكنيد بهترين شيوه براي پيشرفت پاچه خاري است .آدميزاد از چشمانش بد مي بيند اما از پاچه خاري نه!

براي شاد بودن: مطالعات صفحات جدي و مزخزف روزنامه ها و پيگيري اخبار اكيدا توصيه مي شود.

براي رسوا نشدن: طبعا بايد همرنگ جماعت شد.

براي وقت تلف كردن: دنبال كار بگرديد ، به ويژه كاري متناسب با تخصصتان با حقوق مكفي.

26181019432
10-09-01, 11:52
شخصی 10خر داشت روزی بر یکی از آنها سوار شد و خران خویش را شماره کرد چون آنرا که بر آن سوار بود شماره نمیکرد حساب درست در نمی آمد پیاده شد و بار دیگر شماره کرد حساب درست و تمام بود . چندین بار این کار را ادامه داد عاقبت پیاده شد و گفت سواری به گم شدن یک خر نمی ارزد.

31190400460
10-09-21, 12:47
ابتدا بايد يك مقدار تغيرات در خودتان بوجود اوريد.
1-موها از بالا و پايين بلند باشد
2-يكي از تارها به صورت دلبري آويزان باشد
(اگر مي خواهيد خوب بايستداز اب دهان استفاده كنيد )
3-اگر فك شما بزرگ،دراز،پهن و..باشد بهتر است
4-تنها نشان مردانگي شما سبيل شماست مواضبش باشيد
طريقهً نشستن:
1-انداختن هرگونه تلا به شكل افراطي الزامي است
2-كمر صاف باشد(كمي قوس به جلو)
3-نشستن بر لب جدول زروري است .ممكن است در ابتدا سخت باشد اما پس از تمرينات مداوم راحت تر مي شود
4-پيراهن هر چه دكمه كمتر داشته باشد بهتر است
يك دستكاه پخش موسيقي كران قيمت براي وسيله نقليه خود تهيه كنيد!
هنگام راه رفتن قطعا پاشنه پا روي زمين كشيده شود!
وسايلي كه در جيب شما الزاما بايد باشد:
1- چاقو ضامن دار 2-پنجه بكس 3-انگشتر 4-زنجير (اين وسيله را در جيب خود پنهان كنيد)
شما بايد هنر هاي زيادي داشته باشيد (تك چرخ زدن با موتور و بيرون دادن دود سيگار به صورت اشكال هندسي)
واين هنر ها را گاه و بي گاه در معرض نمايش عموم بگذاريد!
براي اسم مغازه از اسامي باكلاس استفاده كنيد (كله and پاچه شاپ safdar)
بعد از برخورد با فردي تميز و خوش تيپ صريعا عكس العمل نشان دهيد(سوسول ... آقا موشه..... از اتو شويي اومدي جيگر؟!)
در اخر سعي كنيد اطرافيانتان را خودتان از نو اسم گذاري كنيد!

31190400460
10-09-21, 12:51
کنون رزم جومونگ و رستم شنو،



دگرها شنیدستی این هم شنو

http://iranjoke.ir/images/10/rostam.jpg


به رستم چنین گفت اون جومونگ!


ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم



رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:



منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین

تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت



جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:


تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان

ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان

تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین

ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من

منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان

تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی




در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:



چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنگ

چنان بر تنت کوبم این نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبکی

مگر تو ندانی که من کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم

منم رستم، آن شیر ایران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین




بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد

http://iranjoke.ir/images/10/joomong.jpg


جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مادر بی گناه!

بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشم رسید

(سوسانو) هماره بود همسرم
دهم من به فرمان او این سرم

چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!




و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:



و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)

بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گرفتند اوضاع به دست

که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!



و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:


بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!

26181008548
10-10-06, 04:11
يکی داشته رو خودش آب يخ مي ريخته ،
ميگن چرا اينجوري مي كني؟
ميگه مي خوام سرما بخورم.
ميگن چرا؟
ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره!

31190401663
10-10-08, 02:22
دكتر از غضنفر مي پرسه اين همه قاشق در شكم تو چه كار مي كنه؟

ميگه:دكتر جان الهي من فدات شم خودتان گفتين روزي يك قاشق بخور.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خيلي قديمي بود نه!
حالا اينو گوش كن!

محمود اقا بر اثر تصادف مرحوم ميشه به غضنفر ميگن برو يه جوري به خانوادش خبر بده. ميره دم خونشون زنگ مي زنه پسرش ميگه كيه؟
ميگه:ببخشيد منزل مرحوم محمود اقا.:D:p

31190401730
10-10-09, 04:45
یه روز غضنفر یه 206 می خره.4نفر سوارکرده بودوداست باسرعت 200 k/mمی روند.اولیه می که آقا آروم تر .غضنقر می گه تا حالا سوار 206 شدی یارو می گه نه.غضنفر می گه ساکت شو.همین اتفاق تانفر 4 می افته.نفر4می گه آقا آروم تر .غضنفر می گه تاحالا سوار206 شدی؟یارو می گه آره.غضنفر می گه پس بگو ترمزش کجاست.:confused::eek::cool::p:D

26181008730
10-10-09, 09:07
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد

26181008548
10-10-11, 03:40
یکی نذر می کنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرشو پیاده بفرسته کربلا...............

26181007873
10-10-15, 04:02
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید ، شوهر خوب مگر گیر کسی می اید!

26181007873
10-10-15, 04:07
همیشه با فرزندان تان مهربان باشید؛ زیرا آن ها هستند

که خانه سالمندان شما را انتخاب خواهند کرد !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

26181007873
10-10-15, 04:10
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو

پا به فرار می نهم، کوچه به کوچه، کو به کو!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

26181008548
10-10-16, 11:58
به یکی میگن: در رو ببند هوای بیرون سرده. میگه: مثلا اگر من در رو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟

26181007873
10-10-17, 04:31
♥♥ ♥♥♥ ♥♥
خدایا گشته ام از زندگی سیر / که نرخ کادوی زن شد نفس گیر!


چرا در روز زن پول و زر و سیم / ولی روز مرد جوراب و عرق گیر؟!
♥♥ ♥♥♥ ♥♥

26181008548
10-10-17, 04:47
طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ،
نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه :
صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !

26181007873
10-10-22, 01:13
می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می کنند


اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ میکنن!

26181008548
10-10-23, 09:33
نصیحت غضنفر به پسرش .. هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره ...

26181007873
10-10-24, 12:07
تنهایی یعنی اینکه وقتی برات اس ام اس میاد ، مطمئن باشی که از طرف ایرانسله!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

26181008548
10-10-24, 04:17
از بچه می پرسن وقتی میری سر یخچال چی می خوری؟ میگه: کتک!

26181007873
10-10-25, 11:35
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥






مرد عاشق تا وقتی که ازدواج نکرده ناتمام است، وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است









♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

26181019249
10-10-26, 01:16
به غضنفر میگن حضرت ادم کی بدنیا امد؟ میگه فکر کنم 1/1/1:d:d

26181008548
10-10-27, 11:02
مورچه عاشق دختر همسايه ميشه بعد از يک هفته مي فهمه که چايي خشک بوده ..........

31190402292
10-10-29, 05:38
یه دختره میره کتابفروشی میگه اقا کتاب برتری زنان به مردان داری کتابفروشی میگه نه ماکتابهای تخییلی نمیفروشیم[/SIZE]ck"]

26181007873
10-11-04, 12:01
از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟


میگه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست

26181007873
10-11-04, 12:22
از غضنفر می پرسن دگرگونی یعنی چی؟ میگه یعنی این گونی نه ، یه گونی دیگه.

31190400460
10-11-04, 11:58
اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزوهایش . دخترک شنل توریش را پوشیده بود و آماده آماده بود . اسب سفید را هم زین کرده بودند. وقتی سوار شد مادرش گفت : " سکه رو که انداختم راه می افته"

31190400460
10-11-04, 12:22
دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید!

31190400460
10-11-04, 12:25
از اشعار سهراب سپهري مي توان نتيجه گرفت :
*1. سهراب زن ذليل بوده (زندگي شستن يك بشقاب است)
2. سهراب شب ها جاشو خيس مي كرده (زندگي تر شدن پي در پي)

26181008548
10-11-09, 11:09
پسره میره سربازی وقتی بر میگرده میبینه داداشش و باباش با کلی ریش و سبیل وایسادن دم در میزنه زیر گریه میگه تو رو خدا بگین چی شده باباش میگه احمق رفتی سربازی ریش تراشو دیگه چرا بردی …

31190400460
10-11-19, 08:37
دوباره شد شب و من بي قرارم..........Connect کن , زود بيا , در انتظارم


بيا من آمدم پاي Messenger .......... شدم مسحور آواي Messenger


بيا Hard دلت را ما ببينيم ................گلي از گنج Home Page ات بچينيم


بيا Icon نماي بي نشانم ..................که من جز آدرس Mail ات ندانم


بيا امشب کمي Online باشيم............و تا صبح Sun Shine باشيم


بيا ((انگوري)) بي تو غش کرد..........و حتي Hard Disk اش هم Crash کرد


بيا اي عشق DotCom عزيزم .........به پاي تو W ها بريزم


مرا در انتظار خويش مگذار....... ......و پا زاندازه آن بيش مگذار


بيا اي حاصل Search جهاني .......... بيا اجرا کن آن File نهاني


بيا در دل تو را کم دارم امشب.......... حدودا 100 مگي غم دارم امشب


اگر آيي دعايت مي نمايم.................. .دعا تا بينهايت مي نمايم


اگر آيي دعاي من همين است............. و يا نقل به مضمونش چنين است:


مبادا لحظه اي DC شوي يار.............جدا از پاي آن PC شوي يار


مبادا نام ما را پاک سازي................ .و کاخ آرزو را خاک سازي


بمان تا جاودان اندردر من ................ بمان تا حل شودهرمشکل من

31190400460
10-11-19, 09:37
منت مادرزن را که دیدنش موجب عذاب است و دوری از برش مزید اضطراب .

هر لحظه ای که به خانه می آید اژدهای خوان است و چون می رود بلای نهان.

پس در هر آمد و رفتش دو بلا موجود است و بر هر بلایش صبری واجب.

از دست و زبان که بر آید
کز رنج و بلایش به در آید


مرد همان به که ز تقدیر خویش
روی به درگاه خدا آورد


ور نه به هر دم زن و مادرزنش
بر سر او رنج و بلا آورد

31190400460
10-11-19, 09:46
http://www.shereno.com/image.php?op=newsimg2&var=MTIyNzYyNjExNy1zazAwODEuanBn&w=250

روبهى موذى و مکار، سحرگاه پى قوت و غذا بود شتابان، به در و دشت و بیابان و درافکند به هر سو نظر و کرد به هرجا گذر و دید خروسى به سر شاخ درختى است که سرزنده و خوش حال، گشوده است پر و بال و دو لب کرده ز هم باز پى یک دهن آواز که :« اى خلق جهان، صبح دمیده است، سپیده است، دگر وقت رسیده است که در خواب نمانید و بیایید و بخوانید نمازى ز سر عجز و نیازى به درگاه خداوند بسایید سر سجده و پیشانى اخلاص. در این روز دل افروز و هواى فرح انگیز خوش آن مرد سحرخیز که بر خیزد و پرهیز ز بستر کند و تر کند از باده ى توحید گلویى.»
چون که روباه فسون کار و دغل دید خروس است چنان از دل و جان گرم اذان، در صدد افتاد که با حیله به چنگ آوردش، بر دردش، تا خوردش. نقشه کشید از پى اغفال و فریب وى و فى الفور روان گشت بدان سوى و سپس کرد بدو روى و به وى گفت که : « اى مومن خوش خوى و اذان گوی، بده مژده که گشته است دگر صلح و صفا در همه جا حاکم و امروز عداوت ز میان همه برچیده شده. از سر آن شاخه فرود آى که با هم ز سر صدق به شکرانه ى این صلح نمازى بگذاریم و به هم دل بسپاریم و ز هم بیم نداریم و ز بیگانگى و جنگ و خصومت بگریزیم و بریزیم از این سینه برون کینه ى دیرینه که در خاطر ما هیچ نماند ز کدورت سر مویى.»
چون خروس آن همه گفتار از آن روبه مکار شنید آه کشید از دل و با خویش چنین گفت:« روا نیست که این روبه شنگول، به دون بازى و بامبول، در این جا زندم گول، که امروز گر این دشمن فریبم بدهد، خون من خسته جگر ، رفته به کلى به هدر.» بود در این فکر که ناگاه درافکند به پایین نظر و دید سگى زیر درخت است. دلش شاد شد و نعره و فریاد زد و گفت به روباه که :« اى یار من، اکنون که قرار است نمازى بگذاریم، برو پیش نمازى که در این پشت درخت است و فروخفته، صدا کن که به پا خیزد و در پشت سر وى بگذاریم نمازى، که وفا پیشه و آراسته و عاقل و بى غل و غش و عادل و محبوب و امین است و خلایق همه دانند که دارد روش خوبى و اخلاق نکویى.
گشت روباه چو آگاه که در پشت درخت است سگى، کرد بدان سوى نظر، دید سگى خفته قوى هیکل و قبراق، درشت و یوقور و چاق، بدان گونه که از دیدن او در تن وى لرزه در افتاد و شد آماده که چون باد آز آنجا بگریزد. چون روان گشت و دوان گشت، خروس از سر آن شاخه بر او بانگ زد و گفت:« کجا مى دوى و مى روى اى دوست ؟ حواس تو پى کیست؟ هراس تو پى چیست؟ نمازى که قرار است بخوانیم چه شد ؟» گفت که :« باطل شده ناگاه وضوى من و باید بروم در پى تجدید وضویى!»

31190400460
10-11-19, 09:48
http://www.shereno.com/image.php?op=newsimg2&var=MTIyODQ2ODkwOC1zYWhpLmpwZw==&w=250

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناساییم به همراه دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که برای آنها هم جا باشد.

31190400460
10-11-19, 09:53
http://www.shereno.com/image.php?op=newsimg2&var=MTIzMzEzMjMxNS1Ub29wLmpwZw==&w=250



یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
می زنم زمین، هوا می ره
نمی دونی تا کجا می ره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد




یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همه ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیله (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.



سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهنده ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می داند!



می زنم زمین هوا می ره/ نمی دونی تا کجا می ره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه ی زمین را نقض می کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.



من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.



بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه ی مبالغه استفاده کرده است.


نتیجه اخلاقی >>>
دروغ گفتن کار ناسزایی است! چرا که شاعر در مصرع اول می گه یه توپ دارم قلقلیه ... بعد که خوب از توپش تعریف می کنه یهو میگه من این توپو نداشتم!
پس نتیجه می گیریم گر چه دروغ گفتن آسونه ولی بالاخره رسوا میشی ؛ پس دروغ نگو تا رسوا نشی! (البته شایدم می خواسته به صورت غیر مستقیم با این شعر به باباش بگه من جلو ملت آبروداری کردم گفتم توپ دارم ... یادت باشه یه توپ برام بخری که قلقلی باشه و رسما بهم عیدی بدی... باتشکر!)

41195806047
10-11-27, 08:34
عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه)

عروس لوس: بع..........له!

عروس زیادی مودب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن)...!

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس

عروس خجالتی: اوهوم

عروس قلدر: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک)

31190400460
10-11-27, 11:16
روزنامه(Roznameh): نشریه ای که هر روز چاپ میشود اما فردایش بسته میشود! محلی برای نشر اکاذیب و اراجیف!
عادل فردوسی پور(Adel Ferdousi Pour): فشفشه،فتنه گر،مجری برنامه ی ۹۰،به کسی که متخصص تیکه پرانی در حین گزارش مسابقه ی فوتبال میباشد اطلاق میشود .
اس تق لال(Esteghlal): آشپالون، سوراخ سوراخ، همان ۶تای ۵۲ معروف !
مادرزن(Madar Zan): مادر همسر ، کسی که همسر شما را به دنیا آوره و در دوران کودکی به او شیر خشک داده اما از شما بهای شیر مادر را میگیرد.
داماد(Damad): پسر متاهل ، زن دار ، شغلی جدید که اکثر تازه داماد ها پس از ازدواج به این شغل مشغول میشوند. کشیدن آب حوض، خفه کردن مادر زن
ساندیس(Sandis): آب میوه ای خوشمزه در طمع های مختلف، بهانه ای برای دور هم جمع شدن و…..
فتنه گر(Fetneh Gar): موجودی سبز رنگ، عموما مرفه بی درد، غالبا اراذل ُ اوباش!
دانشجو(Daneshjo): موجودی محتاج جزوه، قوت غالبش تخم مرغ است، عموما در اواخر ترم علاقه ی شدیدی به استاد پیدا میکند.
اینترنت(Internet): اینترنت سابق فیل.tرنت فعلی!
شیطان(Sheytan): موجودی فریبکار، نیرنگ زن، به بچه ی تخس نیز اطلاق میشود، به نوع بزرگش آمریکا گفته میشود!
آپاندیس(Apandis): قسمتی زائد، وسیله ای برای جراحی کردن و دور انداختن.
مزدور(Mozdor): مزد بگیر، کسب روزی، وابسته به عوامل بیگانه
بلادکفر(Belade Kofr): کلمه ای که در این وبلاگ به وفور استفاده میشود. سرزمین های غربی، سرزمین های شرقی! هرجایی به غیر از اینجا بلاد کفر محسوب میشود.
لولو (Lolo): موجودی ترسناک، ممه خور، خورنده ی ممه، دزد ممه!
دروغگو(Dorogh Go): بیان غیر واقع، کسی که واقعیت را برخلاف آنچیزی که هست نشان میدهد، احمدی نژاد
فمنیست(Femenist): جامعه ی ایده آل زنان، زن سالاری، ظرف شستن مردان، بچه داری مردان، حق طلاق با زنان، کشک !
بریتانیا(Beritania): استعمارگر پیر متشکل از انگلستان ولز ایرلند، دیوید بکهام و ویکتوریا آدامز ،جزیره ای کوچک در غرب آفریقا
قلم(Ghalam): وسیله ای برای نوشتن مانند خودکار مداد روان نویس، نوعی سلاح سرد از نظر حکومت ها!
آزادی(Azadi): آزادی در گفتار و رفتار، آزادی در اندیشه، آزادی در ابراز عقیده ، وسیله ای برای فشار بر حکومت های دیکتاتوری ، نام میدانی در تهران !
هدایت گر(Hedayat Gar): کسی که انسان را به راه راست هدایت میکند، پند و اندرز میدهد، موعظه میکند، دست به روشنگری میزند، از وسایل یک هدایت گر میتوان به چماغ، شیشه نوشابه، بشکه و غیره اشاره کرد.
آفتاب پرست(Aftab Prasat): موجودی که به آفتاب علاقه ی وافری دارد، هرکجا که آفتاب باشد همانجاست، طرفدار حزب خورشید، یک روز اینوری یک روز اونوری، پاچه خوار خورشید، بله قربان گو،
مجلس شورای اسلامی(Majlese Shoraye Eslami):نهاد قانون گذاری کشور، خانه ی ملت، محلی که در آن تعدادی نماینده پس از بحث و جدل های متعدد سیاسی اقدام به قانونگذاری کرده اما شورای نگهبان آن قانون را رد میکند. جایی برای دور هم بودن و وقت تلف کردن

41195822019
10-11-27, 11:29
دوست عزیر و نقاد
به نقد شما چند ایراد اساسی وجود دارد
1- شتید سراینده این شعر مرحوم گالیله بوده که میخواسته کرد بودن زمین را بدون انکه دادگاه تفتیش متوجه شده باشد بیان میکند تا به نسل های اینده ماندگار باشد وگرنه هر ادم عاقلی میداند که توپهای دیگری به اشکال لوزی مربع مستطیل و زودنقه نیز وجد دارد که اختراع این نوع توپها را الکی و از روی جهل به هری پاتر نسبت میدهند در حالی که در داستانهای ما معلوم میشود که هاک زنبور اصل قبل از خری پاتر با تئپ ذئزنقه بازی کرده است.
2- اما رنگ های مورد نظر نیز برخلاف ادعای شما اصلا مربوط به فرانسه و یا پرچن ان نیستو بلکه رنگین کمانی است که بر روی توپ نقش داشته و شاعر چون کور رنگ بوده فقط این سه رنگ را دیده و به انها اشاره کرده است و گرنه هر عقل کلی میداند که توپ قلقلی همانند کره زمین هر رنگی را در خود دارد.
3- اخر مگر شما نمیدانید که در خارج زمین جاذبه وجود ندارد؟ اخر نقد بلد نیستید نقد نکنید بگدارید که انانی نقد کنند که معلومات فیزیکی و شیمی و هسته ای دارند
4-اما در باب پول نداشتن و مجبور شدن به درس خواندن را خوب اشاره فرمودید و حق با شماست . معمولا فوتبالیست ها با درس و کتاب میانه ای ندارند و سراینده شعر هم با خوب شدن وضع مالی بابا جان شاعر که مصادف با خرید یه توپ میشود درس و مشق را کناری گذاشته و ختما فوتبالیست شده و شیشه های همسایه ها را پایین اورده اند
5- ارخ بابای بیچاره از کجا میدانسته که با یه توپ قلقلی دادن بچه جاتنش علاوه بر فوتبالیست شدم شاعر هم خواهد شد و بعد از شکستن شیشه های همسایه شعری از باب دل شکستگاه خواهد سرود
6- اما در باب دروغ گفتن هم نمیشود اینسان نتیجه گرفت که شاعر اصلا همه اینها را در خواب دیده و تنها میخواسته غلو کند و ادعا در بکند
اما نتیجه نقد شمت
بهتر است به نقئد خودتان ادامه دهید. شاید در به تقه خورد و شما نیز خود چند شعر از دیگران به سرقت برده و دیوانی به نام خود به چاپ برسانید

31190400460
10-11-27, 11:36
قانون صف:

اگر شما از يك صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره*اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمير:

بعد از اين كه دست*تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد كرد.

قانون كارگاه:

اگر چيزي از دست*تان افتاد، قطعاً به پرت*ترين گوشه ممكن خواهد خزيد.

قانون معذوريت:

اگر بهانه*تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين*تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين*تان، ديرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتي كه خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با يك آشنا وقتي كه با كسي هستيد كه مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي*يابد.

قانون نتيجه:

وقتي مي*خواهيد به كسي ثابت كنيد كه يك ماشين كار نمي*كند، كار خواهد كرد.

قانون بيومكانيك:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عكس دارد.

قانون تئاتر:

كساني كه صندلي آنها از راه*روها دورتر است ديرتر مي*آيند.

قانون قهوه:

قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس*تان از شما كاري خواهد خواست كه تا سرد شدن قهوه طول خواهد كشيد

31190400460
10-12-03, 11:40
پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه:

.

چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي.

.

حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟

.

مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم .

.

زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه .

.

بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟

31190400460
10-12-09, 06:27
http://ax.kiousk.com/images/96126920591426706154.jpg


۱- این بستگى دارد به ……

یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!



۲- این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد.

یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!



۳- نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.

یعنى: دستگاه کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!



۴- کاملا انجام شده

یعنى: راجع به ۱۰ درصد کار تنها برنامه ریزى شده !



۵- ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم.

یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!



۶- پروژه بدلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است.

یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!



۷- ما پیشگویى مى کنیم…..

یعنى: ۹۰ درصد احتمال خطا مى رود!



۸- این موضوع در مدارک علمى تعریف نشده.

یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!



۹- پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند.

یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها ست!



۱۰- تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد.

یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!




۱۱ – کل کوشش ما براى اینست که مشترى راضى شود.

یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!



۱۲- تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است.

یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!



۱۳- روى چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم.

یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!



۱۴- تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم.

یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!



۱۵- حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم.

یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!



۱۶- بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع……

یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!



۱۷- سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند.

یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!



۱۸- بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود.

یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!



۱۹- ثابت شده که ….

یعنى: من فکر مى کنم که …..!



۲۰- این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است.

یعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!



۲۱- در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.

یعنى: ازجزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

41195806047
10-12-13, 12:32
شوهر شناسی سنتی و مردن (طنز بسیار جالب!)

اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید،

از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید.

اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است

اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل.

اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت،

خوشحال باشید که می تواند یک تنه از پس چند زن بر بیاید!!!

مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!

اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید!

او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!





زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن)

اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید.

مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!

آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید.

از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد.

اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید،

مگر شما منتظر اجازه او بودید؟! خوب بروید. تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین.

اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست.

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید

بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید

وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و… را به او آموزش دهید!

هرچند آقایون همه بلد هستن.

اگر شوهر شما فمینیست نیست، زن ذلیل که هست.

اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باش.

ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید.

اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه

نتیجه گیری اخلاقی:
زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند.

زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند. چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!

هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه.

31190400460
10-12-15, 01:42
دوستان عزیز و دلبندم !!

بی شک هم اکنون که این مطلب را می خوانید ، من بین شما نخواهم بود و در کنج خانه یا کتابخانه مشغول خر و پف زدن می باشم ! (الان که نشستم داری چرت و پرت می نویسم !!! )

در درجه اول ازهمه تان می خواهم که ناراحت و آزرده خاطر مباشید. کنکور حق است !

در درجه دوم از شما چیزی نمی خواهم!!

اما روی سخنم با توست! ای مخترع کنکور...

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت ، بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور و برت !

مادر عزیزم...

از تو می خواهم با دقتی مضاعف سریال های تلویزونی را دنبال کنی تا بعد از اتمام کنکور یک به یک آن ها را برایم تعریف نمایی.تو خود خوب می دانی که من سریال خوش نشین ها و برنامه فتیله ، جمعه تعطیله را خیلی خیلی دوست می دارم.

مادرم از سریال جومونگ غافل مشو ! شاید قسمت هاي 1 تا 50 مجددا" پخش شود !

پدر خوبم...
لطفا" این قدر در دلت فرزندت را فحش کش نکن که این نره غول تا کی می خواهد به بهوونه درس خواندن بخورد و بخسبد!! تو خود می دانی ... می دانی می دا.... نه هیچی بی خیال ! از وضعیت درسی من تو خود هیچ ندانی بهتر است !!

و تو ای برادرم...
هیچی بیخیال ! شما کاسبی تو بکن !!!


و تو ای سردبیر ...

حالا من وقت نمی کنم مطلب بفرستم، تو چرا پول نمی ریزی به حسابم!!؟ گدا!!

و تو ای عادل فردوسی پور این قدر زرت و زرت ! نود پخش نکن، اونم تا بوق سگ.مگه نمی بینی من کنکور دارم؟!


و ای همه ی فرزندان من...

عاجزانه از شما می خواهم برای قبولی پدرتان در کنکور دعا نمایید.چون اگر در کنکور قبول نشوم در نتیجه با مادرتان هم آشنا نشده و شما به دنیا نخواهید آمد!!!

و ای همه رقیبان من در عرصه کنکور ...

الهی جزّ ِجیگر بگیرید !

31190400460
10-12-15, 02:33
دخترها:

بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند

بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...

یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد !!

و اما پسر ها:

یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...

یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.

همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی

31190400460
10-12-15, 02:43
قبل از ازدواج:خوابيدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج:بيدار شدن زودتر از خورشيد
نتيجه اخلاقي:سحر خيز شدن

قبل از ازدواج:رفتن به سفر بي اجازه
بعد از ازدواج:رفتن به حياط با اجازه
نتيجه اخلاقي:معتبر شدن

قبل از ازدواج:خوردن بهترين غذاها بي منت
بعد از ازدواج:خوردن غذا هاي سوخته با منت
نتيجه اخلاقي:تقويت معده

قبل از ازدواج:استراحت مطلق بي جر و بحث
بعد از ازدواج:كار كردن در شرايط سخت
نتيجه اخلاقي:ورزيده شدن

قبل از ازدواج:ديد و بازديد از اماكن تفريحي
بعد از ازدواج:سر زدن به فاميل خانوم
نتيجه اخلاقي:صله رحم

قبل از ازدواج:آموزش گيتار و سنتور و غيره
بعد از ازدواج:آموزش بچه داري و شستن ظرف
نتيجه اخلاقي:همدردي با خانومها

قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جيبي از پاپا
بعد از ازدواج:دادن كل حقوق به خانوم
نتيجه اخلاقي:مستقل شدن

قبل از ازدواج:ايستادن در صف سينما و استخر
بعد از ازدواج:ايستادن در صف شير و گوشت
نتيجه اخلاقي:آموزش ايستادگي

قبل از ازدواج:رفتن به سفرهاي هفتگي
بعد از ازدواج:در حسرت رفتن به پارك سر كوچه
نتيجه اخلاقي:امنيت كامل

31190400460
10-12-17, 02:25
پدرم همیشه می گوید " این خارجی ها که الکی خارجی نشده اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده اند" البته من هم می خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می دانم.
تازه دایی دختر عمه ی پسر همسایه مان در آمریکا زندگی می کند. برای همین هم پسر همسایه مان آمریکا را مثل کف دستش می شناسد. او می گوید "در خارج آدم های قوی کشور را اداره می کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت های بی تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی ها خیلی پر زور هستند و همه شان بادی میل دینگ کار می کنند. همین برج هایی که دارند نشان می دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده اند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه های علمی آن را نگاه می کنیم. تازه من کانال های ناجورش را قلف کرده ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی ها بر خلاف ما آدم های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می کنند و بوس می کنند. اما در فیلم های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می نشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی شود و نخبه های علمی کشور مجبور می شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می دهد که از یک خانواده ی کارگری بوده اما تا می فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می دهند و او هم برق را اختراع می کند. پسر همسایه مان می گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. من شنیده ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می شد چقدر خوب می شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می*کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی*شود.از نظر فرهنگی ما ایرانی ها خیلی بی جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن پرور هستیم و حتی هفته ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه مان شنیدم که در خارج جمعه ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف های پسر همسایه مان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانی ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می گوید "تو به خر گفته ای زکی". ولی خارجی ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه مان می گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.

31190400460
10-12-17, 11:51
دوست عزیر و نقاد
به نقد شما چند ایراد اساسی وجود دارد
1- شتید سراینده این شعر مرحوم گالیله بوده که میخواسته کرد بودن زمین را بدون انکه دادگاه تفتیش متوجه شده باشد بیان میکند تا به نسل های اینده ماندگار باشد وگرنه هر ادم عاقلی میداند که توپهای دیگری به اشکال لوزی مربع مستطیل و زودنقه نیز وجد دارد که اختراع این نوع توپها را الکی و از روی جهل به هری پاتر نسبت میدهند در حالی که در داستانهای ما معلوم میشود که هاک زنبور اصل قبل از خری پاتر با تئپ ذئزنقه بازی کرده است.
2- اما رنگ های مورد نظر نیز برخلاف ادعای شما اصلا مربوط به فرانسه و یا پرچن ان نیستو بلکه رنگین کمانی است که بر روی توپ نقش داشته و شاعر چون کور رنگ بوده فقط این سه رنگ را دیده و به انها اشاره کرده است و گرنه هر عقل کلی میداند که توپ قلقلی همانند کره زمین هر رنگی را در خود دارد.
3- اخر مگر شما نمیدانید که در خارج زمین جاذبه وجود ندارد؟ اخر نقد بلد نیستید نقد نکنید بگدارید که انانی نقد کنند که معلومات فیزیکی و شیمی و هسته ای دارند
4-اما در باب پول نداشتن و مجبور شدن به درس خواندن را خوب اشاره فرمودید و حق با شماست . معمولا فوتبالیست ها با درس و کتاب میانه ای ندارند و سراینده شعر هم با خوب شدن وضع مالی بابا جان شاعر که مصادف با خرید یه توپ میشود درس و مشق را کناری گذاشته و ختما فوتبالیست شده و شیشه های همسایه ها را پایین اورده اند
5- ارخ بابای بیچاره از کجا میدانسته که با یه توپ قلقلی دادن بچه جاتنش علاوه بر فوتبالیست شدم شاعر هم خواهد شد و بعد از شکستن شیشه های همسایه شعری از باب دل شکستگاه خواهد سرود
6- اما در باب دروغ گفتن هم نمیشود اینسان نتیجه گرفت که شاعر اصلا همه اینها را در خواب دیده و تنها میخواسته غلو کند و ادعا در بکند
اما نتیجه نقد شمت
بهتر است به نقئد خودتان ادامه دهید. شاید در به تقه خورد و شما نیز خود چند شعر از دیگران به سرقت برده و دیوانی به نام خود به چاپ برسانید


سلام دوست عزیز!
چند نکته رو باید خدمتتون عارض بشم :
1 ) اگر به عنوان مطلب بنده نگاه کنید نوشته شده "طنـــــــــــــــــــــــ ـز" !
2 ) در بیرون از زمین هیچ جوی وجود ندارد بنابراین جاذبه ای هم نیست؛ در نتیجه اجسام در بیرون از جو زمین معلق اند! زدن توپ به زمین و رفتن آن به هوا آن هم وقتی که نمیدونی تا کجا(!) این مساله رو بیان می کنه که مسیر توپ بی انتها بوده و این بر خلاف قانون جاذبه ی زمینه ... احتمالا قانون جاذبه ی زمین رو که بلدید؟
کلام آخر : جالب بود ... تا حالا ندیده بودم کسی رو انتقاد طنز یک نفر انتقاد جدی بکنه!
ولی آخر نفهمیدم ... این ایراد اساسی که فرمودید چی بوده ؟
سپاس از انتقادتون!
موفق باشید!

41195815948
10-12-18, 02:09
سیر تکامل آقا پسرها:

سن 14 سالگی:تازه توی این سن هر رو از بر تشخیس میدن.اول بدبختی
سن 15 سالگی:یاد میگیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن...از قیافه ی خودشون بدشون میاد
سن 16 سالگی:توی این سن اصولا راه نمیرن تکنو میزنن...حرف هم نمیزنن داد میزنن...با راکت تنیس هم گیتار میزنن
سن 17 سالگی:یه کمی مثل آدم میشن...فقط شعرهاشونو بلند بلند میخونن...یادش بخیراون روز ها که تکنو نبود راک نرول میخوندن
سن 18 سالگی:هرکی رو تا می بینن عاشقشون میشن...آخ آخ آهنگای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون میچسبه
سن 19 سالگی:تیز میشن... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی:از همه رو دست میخورن...ستار گوش میدن تا کسی نفهمه چی شده
سن 21 سالگی:زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیا می بینن...مثلا عاقل میشن
سن 22 سالگی:نه...میفهمن زندگی همش عشقه...دنبال یه آدم حسابی میگردن
سن 23 سالگی:یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن..دیدشون عوض میشه
سن 24 سالگی:نه...اون با یه نفر دیگه هم دوسته...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی:عشق سیخی چنده؟...طرف باید باباش پولدار باشه...حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی:این یکی دیگه همونیه که همه ی عمرم می خواستمش...افتخار میدین غلامتون باشم؟
سن 27 سالگی:آخیش
سن 28 سالگی:کاش قلم پام میشکست و خواستگاریه تو نمیومدم

سیر تکامل دختر خانم ها:

سن 14 سالگی:تا پارسال هرکی بهشون میگفت چطوری؟...میگفتن خوبم مرسی...حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی:هر کی بهشون بگه سلام...میگن علیک سلام...نقاشیشون بهتر میشه...بتونه کاری و رنگ آمیزی
سن 16 سالگی:یعنی یه عاشق واقعیند...فردا صبح هم میخوان خود کشی کنن شوخی هم ندارن
سن 17 سالگی:نشستن و اشک میریزن...بهشون بی وفایی شده...کوران حوادث
سن 18 سالگی:اصلا عشق بی عشق...توی خیابون جلوی پاشونم نگاه نمیکنن
سن 19 سالگی:از بی توجهی یه نفر رنج میبرن...فکر میکنن اون یه آدم تمام به معناست
سن 20 سالگی:نه..نه اون منو نمیخواست...آخرش منو یه کور و کچلی میومد میگیره...میدونم
سن 21 سالگی:فقط سن 27_28 سالگی قصد ازدواج دارن...فقط
سن 22 سالگی:خوش تیپ باشه..پولدار باشه..قد بلند باشه..تحصیل کرده باشه...خوش لباس باشه...آخ که چی نباشه...
سن 23 سالگی:همه ی خاستگارا رو رد میکنن
سن 24 سالگی:زیاد مهم نیس که چه ریختیه یا چقدر پول داره..فقط شجاع باشه..مارو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه
سن 25 سالگی:ااااااااه پس چرا دیگه هیچکس نمیاد! هر کی میخواد باشه باشه
سن 26 سالگی:یه نفر میاد...همین خوبه...بله
سن 27 سالگی:آخیش
سن 28 سالگی:کاش قلم پات میشکست و خواستگاریه من نمیومدی

این آخری رو که توش از آقایون هم یاد شده اگه نمینوشتم دختر خانوم های محترم شاکی میشدن اون وقته که پیام های سراسر تهدید آمیزشون به بنده سرازیر میشد!

17195601803
10-12-18, 08:33
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم



گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم



از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام

آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم



در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم

این بار شکل در زدنم را عوض کنم



وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

وقت است قیچی چمنم را عوض کنم



باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش

جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم



وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند

باید چراغ مه شکنم را عوض کنم



عمری به راه نوبت ماشین نشسته ام

امروز می روم لگنم را عوض کنم



با من برادران زنم خو ب نیستند

باید برادران زنم را عوض کنم



دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟

یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم



ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

مجبور می شوم کفنم را عوض کنم



دستی به جام باده و دستی به زلف یار

پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟

17195601803
10-12-18, 08:39
اخلاق الاشراف

عاقبت ظلم و عدل: در تواریخ مغول آمده است كه هلاكوخان چون بغداد را تسخیر كرد، جمعی را كه از شمشیر بازمانده بودند، بفرمود تا حاضر كردند. چون بر احوال مجموع واقف گشت، گفت كه باید صاحبان حرفه را حفظ كرد. رخصت داد تا بر سر كار خود رفتند. تجار را مایه فرمود دادند،* تا از بهر او بازرگانی كنند. جهودان را بفرمود كه قوی مظلومند، به جزیه از ایشان قانع شد. قضات و مشایخ و صوفیان و جحیان و واعظان و معرفان و گدایان و قلندران و كشتی*گیران و شاعران و قصه*خوانان را جدا كرد و فرمود: اینان در آفرینش زیادی هستند و نعمت خدای را حرام می*كنند! حكم فرمود تا همه را در شط غرق كردند و روی زمین را از وجود ایشان پاك كرد.لاجرم نزدیك نود سال پادشاهی در خاندان او باقی ماند و هر روز دولت ایشان در افزایش بود.ابوسعید بیچاره را چون دغدغه عدالت در خاطر افتاد و خود را به شعار عدل موسوم گردانید؛ در اندك مدتی دولتش سپری شد و خاندان هلاكوخان و كوشش*های او در سر نیت ابوسعید رفت. رحمت بر این بزرگان صاحب توفیق باد كه خلق را از تاریكی گمراهی عدالت به نور هدایت ارشاد فرمودند.

"بله" نگو

یكی از بزرگان فرزند خود را فرموده باشد كه ای پسر، زبان از لفظ "نعم" حفظ كن و پیوسته لفظ "لا" بر زبان ران و یقین بدان كه تا كار نفر با "لا" باشد كار تو بالا باشد و تا لفظ تو "نعم" باشد*، دل تو به غم باشد.

نهایت خساست

بزرگی كه در ثروت، قارون زمان خود بود، اجل فرا رسید و امید زندگانی قطع كرد. جگر*گوشگان خود را حاضر كرد. گفت: ای فرزندان، روزگاری دراز در كسب مال، زحمت*های سفر و حضر كشیده*ام و حلق خود را به سرپنجه گرسنگی فشرده*ام، هرگز از محافظت آن غافل مباشید و به هیچ وجه دست خرج بدان نزنید.اگر كسی با شما سخن گوید كه پدر شما را در خواب دیدم قلیه حلوا می*خواهد، هرگز به مكر آن فریب نخورید كه آن من نگفته باشم و مرده چیزی نخورد.اگر من خود نیز به خواب شما بیایم و همین التماس كنم، بدان توجه نباید كرد كه آن را خواب و خیال و رویا خوانند. چه بسا كه آن را شیطا به شما نشان داده باشد، من آنچه در زندگی نخورده باشم در مردگی تمنا نكنم. این بگفت و جان به خزانه مالك دوزخ سپرد.

چانه*زنی

بزرگی در معامله*ای كه با دیگری داشت، برای مبلغی كم، چانه*زنی از حد درگذرانید. او را منع كردند كه این مقدار ناچیز بدین چانه*زنی نمی*ارزد. گفت: چرا من مقداری از مال خود ترك كنم كه مرا یك روز و یك هفته و یك ماه و یك سال و همه عمر بس باشد؟ گفتند: چگونه؟ گفت: اگر به نمك دهم، یك روز بس باشد، اگر به حمام روم، یك هفته، . پس نعمتی كه چندین مصلحت من بدان منوط باشد، چرا بگذارم با كوتاهی از دست من برود؟!

اگر به حجامت دهم، یك ماه، اگر به جاروب دهم*، یك سال، اگر به میخی دهم و در دیوار زنم، همه عمر بس باشدگوشت را آزاد كن

از بزرگان عصر، یكی با غلام خود گفت كه از مال خود، پاره*ای گوشت بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. غلام شاد شد. بریانی ساخت و پیش او آورد. خواجه خورد و گوشت به غلام سپرد. دیگر روز گفت: بدان گوشت، آبگوشتی زعفرانی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. غلام فرمان برد.خواجه زهر مار كرد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گوشت مضمحل بود و از كار افتاده، گفت: این گوشت بفروش و مقداری روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. گفت: ای خواجه، تو را به*خدا بگذار من همچنان غلام تو باشم، اگر خیری در خاطر مبارك می*گذرد، به نیت خدا این گوشت پاره را آزاد كن!

31190400460
10-12-20, 12:59
یه کار خوب برات توی مرغداری پیدا کردم ، زیاد سخت نیست فقط وقتی دارن مرغ ها رو سر می برن تو باید جوجه ها رو دلداری بدی !!!

31190400460
10-12-20, 01:00
به يکي ميگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست يارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

31190400460
10-12-20, 01:01
پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

31190400460
10-12-20, 01:01
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

31190400460
10-12-20, 01:04
يه بابائي تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم.

31190400460
10-12-20, 01:05
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان *پزشک پرسیدم : شما چطور می*فهمید که یک بیمار روانى ، به بسترى شدن در بیمارستان نیاز داره یا نه ؟!
روان *پزشک گفت: ما این وان حمام رو پر از آب می*کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می*گذاریم و از او می*خواهیم که وان رو خالى کنه ...
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل رو برداره چون، بزرگـتره !
روان* پزشک گفت: نه! آدم عادى، این درپوش زیرآب وان رو بر می*داره. حالا شما می*خواید تختـتون کجای اتاق باشه؟!!

31190400460
10-12-21, 11:23
عادل فردوسي پور معروف به عادل نود و باندش، كه قصد بر اندازي ورزشي را داشتند متلاشي شد!



http://iranvij.ir/group/img/up/1239499158.jpg


مدير شبكه سه، هر گونه فعاليت عادل فردوسي پور در آن شبكه را به شدت تكذيب كرد!



http://iranvij.ir/group/img/up/1239521031.jpg


يك منبع آگاه: عادل فردوسي پور، مدارك محرمانه ی تيم ملي را در اختيار آمريكایی ها قرار مي داده است!



http://iranvij.ir/group/img/up/1239493151.jpg


عادل فردوسي پور در راه زندان به دليل سرما خوردگي درگذشت!


این در حالی است که مقامات مسئول اسم این شخص را جعلی دانسته، و این شخصیت را ساخته و پرداخته ی سرویس های اطلاعاتی غرب خوانده اند.


خانواده ی نامبرده هر گونه ارتباط با این جاسوس را تکذیب و از برگزاری هر گونه مراسم عزاداری پرهیز کرده اند.


باشگاه تراکتورسازی تبریز عملکرد سرویس های امنیتی را ستود.


از وصیت نامه ی نامبرده اطلاعی در دست نیست!

26181000117
10-12-23, 05:54
دريكي از دبيرستان هاي تهران، هنگام برگزاري امتحانات سال ششم دبيرستان، به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد: شجاعت يعني چه؟

محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود: شجاعت يعني اين و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته بود....

اما برگه ي سفيد آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق ،بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند...

فكر مي كنيد آن دانش آموز چه كسي مي توانست باشد؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟:):confused:
.
.
.
.
.
دكتر شريعتي :)

31190400460
10-12-23, 06:19
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

31190400460
10-12-23, 06:22
پدر غضنفر رو می برن اتاق عمل. غضنفر پشت در اتاق عمل ایستاده بوده، پرستار صدا مي زنه: همراه مريض ... همراه مریض! غضنفر مي گه : .... 093535

31190400460
10-12-23, 06:25
جناب وزير میره مرخصى و به جهت حفظ سلامتى! تصميم مى‏گيره یکم هم كار بدنى بكنه. پس میره روستا و از یکی تقاضاى كار مى‏كنه. روستايى وزیر رو می بره داخل انبارسیب زمینی و از وزیر مى‏خواد كه سیب زمینی ها رو بر حسب كوچك و بزرگ از هم جدا كنه.
دو ساعت بعد جناب وزير با پريشان حالى میاد بیرون!
روستايى: برا روز اول كار سختی بود ها!!!؟
وزير: از جهت سختى و سنگينى كار خسته نشدم، از اين كه دائم بايد در حال تصميم‏گيرى باشم خسته شدم.

31190400460
10-12-23, 06:32
پسرى كار بدى كرده بود، پدرش او را گرفت و روى زانويش خوابانيد تا چند ضربه به پشتش بزند. پسر فرياد كشيد: پدرت هم تو را كتك مى‏زد؟
پدر: البته، هر وقت كار بدى مى‏كردم.
پسر: پدربزرگ تو هم او را كتك مى‏زد؟
پدر: البته كه مى‏زد. همچنين پدر او...
پسر: حال كه اين طور است پس ما دو تا بايد بنشينيم و با هم به طور جدى مذاكره كنيم تا به اين عادت زشت خانوادگى كه به ما ارث رسيده است خاتمه بدهيم.

31190400460
10-12-23, 06:39
اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايان مي*رفت و یکی به دنبال آن مي*دويد. يه نفر بهش گفت: فكر نمي*كنم بتوني بهش برسي. طرف با نگراني گفت: دعا كن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم!

31190400460
10-12-23, 06:40
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»

31190400460
10-12-23, 06:43
رئیس باهوش + کارمند باهوش = سود
رئیس باهوش + کارمند خنگ = تولید
رئیس خنگ + کارمند باهوش = پیشرفت و ترقی
رئیس خنگ + کارمند خنگ = وقت اضافه در سر کار

31190400460
10-12-23, 06:45
غضنفره سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفره دلش می*سوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفره هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه غضنفر تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من غضنفرم نمیفهمم، كم*كم داری فرار میكنی*ها!

31190400460
10-12-23, 06:46
حیف نون ساعت نه شب که می شه سطل آشغال ویندوزش رو خالی می کنه!

31190400460
10-12-23, 06:47
چک نوشتن حیف نون:
231000 ریال
معادل دو سه هزار تومان.

31190400460
10-12-23, 06:48
یه روز حیف نون با نیسانش می ره تو یه مغازه! وقتی افسر میاد تا کروکی تصادف رو بکشه، اونو می کشه یه گوشه و بهش می گه: 25000تومن می دم، توی کروکی بنویس مقصر مغازه بوده!

31190400460
10-12-23, 06:49
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره .

31190400460
10-12-23, 06:53
كابينه زندگی مشترك: زن=وزيرسلب آسايش. شوهر=وزير كار . مادرزن=وزيرجنگ . مادرشوهر=وزيراغتشاشات .
خواهرزن=جاسوس دوجانبه . خواهرشوهر=وزیراطلا عات وبازرسی . پدرزن=وزيرارشاد . پدرشوهر=رييس تشخيص مصلحت

26181000117
10-12-25, 03:36
موندم تو حيرت حرف دوست عزيزمون كه گفتن: *...بدجوري راست ميگيد**

*آقايان قبل ازدواج راسته يا تاثير خانوما روي آقايان بعد از ازدواج؟*

انشا ال.. كه خير باشه..;):)

26181005506
10-12-25, 07:39
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض، یک طرف خاطره ها یک طرف فاصله ها، در همه آوازها حرف آخر زیباست، آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنیم، حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...

26181005506
10-12-25, 08:13
http://www.parsigold.org/up/images/z8yv9pc2bpj59d6pc2gc.gif

خدا بعد از آفریدن غضنفر خندید

چون غضنفر تا نیم ساعت به خدا میگفت مامان !

.

.

قد گل ، قد خدا ، قد تموم عاشقا

قد شب ، قد دعا ، قد دلای با صفا

قد من ، قد خودتت

قد کدوم بلند تره !؟

.

.

.

دنبال یک اس ام اس توپ می گشتم تا واسه ات بفرستم

هیچی پیدا نشد خواستم خبرت کنم !

.

.

.

لبخندت را به هر قیمتی خریدارم

شوخی کردم !

نخندیا !

۱۰۰۰ تومن بیشتر ندارم !

.

.

.

گیوه چیست !؟

کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راستش میپوشد !

26181005506
10-12-25, 08:19
تعریف دانشجو : موجودی است نحیف ، بی پول و عصبی شبیه انسان

که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند و دشمنیه عجیبی با کتاب دارد !

نمیخواهم دگر رویت را ببینم

بذار از دوریت حُناق بگیرم

اگر روزی بیابی پیش بنده

الهی تب كنم زودی بمیرم

26181005506
10-12-25, 08:20
متاسفم. دیگه امیدی نیست. افتادی تو معدن دلم حتی تموم تیمهای نجات دنیا هم كه بیان عمرا نمیتونن بیارنت بیرون

26181005506
10-12-25, 08:21
به کوی زلف تو دائم مراودت دارم و دائماً جواب کوچکی از تو مسئلت دارم

هزار بار از سر ِ این بیت رد شدی اما یک بار بلند نخواندی که "دوستت دارم"

26181005506
10-12-25, 08:24
قد گل ، قد خدا ، قد تموم عاشقا

قد شب ، قد دعا ، قد دلای با صفا

قد من ، قد خودتت

قد کدوم بلند تره !؟

31190400460
10-12-26, 11:54
"بيف استروگانف" خالته بخوري پاته نخوري پاته!
موش تو سوراخ نمي رفت "سايد باي سايد" به دمش مي بست!
آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان مي گرديم!
آب که سر بالا ميره، قورباغه "هوي متال" مي خونه!!!
"پرادو" سواري دولا دولا نمي شه!
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر که "کلاه برداري" کرد!
"کافي ميت" نخورده و دهن سوخته!
"اسکانيا(scania)" بيار باقالي بار کن!
گر صبر کني ز قوره "لوپ لوپ" سازي!
پاتو از "پارکتت" درازتر نکن!
"هري پاتر" آخرش خوشه!
قربون بند کيفتم تا "کارت سوخت" داري رفيقتم!
گيرم "پاپي" تو بود فاضل --- از فضل "پاپي" تو را چه حاصل!
گيرم "پاپي" تو بود فاضل --- اما تو چرا شدي اراذل!
نخريديم "سولار دم" اما ديديم دست مردم!
"ادکلن" آن است که خود ببويد --- نه آنکه فروشنده بگويد!
"ماکرو ويو" به "ماکرو ويو" مي گه روت سياه!
بزک نمير بهار مياد --- "آناناس" با خيار "درختي" مياد!
"يا منچستريه منچستري يا رُميه رُمي(AS Rom)"!!!
سرش بوي "پيتزاي سبزيجات" ميده!!!
"آنتي بيوتيک" بعد از مرگ سهراب!

31190400460
10-12-27, 12:00
به غضنفرمیگن : سگتون بچه مارو گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره

دوما سگ ما بسته است سوما ما اصلا سگ نداریم !!

41195825559
10-12-27, 12:09
خیلی قشنگ بود...
بسی خندیدیم!!!

31190400460
10-12-27, 12:15
ماشين غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ ميگه: من شمارشو برداشتم!!!

31190400460
10-12-27, 12:24
مملي مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!

31190400460
10-12-27, 12:34
یکی میگن در روز چه نون هایی میخوری.میگه تافتون-لواش-سنگک.
بعد ازش میپرسن خب پس کی بربری میخوری؟
میگه پس فکر کردی این نون ها رو با چی میخورم

31190400460
10-12-27, 12:46
حيف نون داشته راه میرفته خسته میشه شروع میکنه به دویدن!!!!!!

31190400460
10-12-27, 12:47
هر سال موقع قرعه کشی بانک یارومیرفته مشهد التماس امام رضا میکرده
که در قرعه کشی ماشین برنده بیشه اما هیچوقت هیچی برنده نمیشده.
دوباره پامیشه میره مشهد التماس تا ازشدت خستگی خوابش میبره.
امام رضا میاد به خوابش و میگه
بنده خدا اول یه حساب توی بانک باز کن بعد بیا سراغ من

41195806047
10-12-28, 01:03
مرد:

همسر خوبم غلط کردم، کنار من بمان

از خزان حرفی مزن، ای نوبهار من بمان

بی تو خیلی بی قرارم، ای قرار من بمان

ای چراغ خانه ام، ای گلعذار من بمان

گر کنی ترکم، وجودم را پر از غم می کنی

غصه های این دلم را، قد عالم می کنی

زن:

بی جهت منت نکش، من می روم ای بی دلار

شُوی بی پول و پَلِه می خواهم از بهر چه کار؟

تا به کِی باید کشم از رنج بی پولی هوار

وضع شوهر خواهرم را دیده ای ای بی بخار؟!

کاش من هرگز نمی گشتم در این دنیا زنت

گر بمیری به بود از زندگانی کردنت
_

26181005506
10-12-29, 12:04
آگهی نیازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری یا یک زن نیازمندیم !!!

26181005506
10-12-29, 12:13
ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای

صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدیت ثابت شد شما زنها

بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟
خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت

شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …! ببخشید چی

گفتی؟؟

26181005506
10-12-29, 12:14
فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟

26181005506
10-12-29, 12:02
برو پایین !
.
.
.
.
.
.
.
.


بازم برو !.
..
.
.
.
.
.
.
.
.

برو دیگه !
.
.
.
.
.
.
.

.
گذشت اون زمان که این پایین سرکاری بود
الان زمان ، زمان ابراز محبته!!!
I Love You !

26181005506
10-12-29, 12:04
یارو میره خواستگاری ، میگن چی شد ؟
میگه پنجاه پنجاه !
مگین چطور ؟ میگه ما که راضی هستیم ! مونده نظر اونا !

41195838349
10-12-29, 02:16
خیلی جالب بود مرسی

41195806047
10-12-29, 04:10
مردي باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:“عزيزم ازمن خواسته شده كه با رئيس و
چند تا از دوستانش براي ماهيگيري به كانادا برويم”
ما به مدت يك هفته آنجا خواهيم بود.اين فرصت خوبي است تا ارتقائ شغلي كه منتظرش بودم
بگيرم بنابراين لطفا لباس هاي كافي براي يك هفته برايم بردار و وسايل ماهيگيري مرا هم آماده كن
ما از اداره حركت خواهيم كرد و من سر راه وسايلم را از خانه برخواهم داشت ،
راستي اون لباس هاي راحتي ابريشمي آبي رنگم را هم بردار
زن با خودش فكر كرد كه اين مساله يك كمي غيرطبيعي است اما بخاطر اين كه نشان دهد
همسر خوبي است دقيقا كارهايي را كه همسرش خواسته بود انجام داد..
هفته بعد مرد به خانه آمد ، يك كمي خسته به نظر مي رسيد اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسيد كه آيا او ماهي گرفته است يا نه؟
مرد گفت :”بله تعداد زيادي ماهي قزل آلا،چند تايي ماهي فلس آبي و چند تا هم اره ماهي گرفتيم .
اما چرا اون لباس راحتي هايي كه گفته بودم برايم نگذاشتي؟”
جواب زن خيلي جالب بود…
زن جواب داد: لباس هاي راحتي رو توي جعبه وسايل ماهيگيريت گذاشته بودم.

31190400460
10-12-29, 07:00
خیلی قشنگ بود...
بسی خندیدیم!!!

درود!
سپاس از نظرتون!
موفق باشید!

26181005506
10-12-30, 11:26
دوستت دارم با “س” سوزن ، به همه بگو تا بسوزن !

26181005506
10-12-30, 11:43
بچه غضنفر گم میشه میره پیش پلیس میگه :
ببخشید شما خانومی ندیدید که من پیشش نباشم !؟

26181005506
10-12-30, 11:44
یک شتر و یک گاو و یک میمون با هم بحث می کنند
گاو می گه من شیر می دم
شتر می گه من چیزای سنگین رو حمل می کنم
تو هم یه چیزی بگو ، آبروت رفت !
.

26181005506
10-12-30, 12:55
دعای شب ۱ کودک :
خدایا ! خودت می دونی آب کم خوردم
جیش هم کردم ، پس کمک کن صبح کتک نخورم آمییین !
حالا که دعاتو کردی لالا کن !
.

26181005506
10-12-30, 12:56
رفتم به نزد طبیب ز شدت طب
۶ بوسه نوشت ز گوشه لب
۲ تا صبح
۲ تا ظهر
و ۲ تا شب!

31190400460
10-12-30, 01:22
سه تا رفيق رفته بودن ايستگاه راه*آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. پسره نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

31190400460
10-12-30, 01:23
يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

31190400460
10-12-30, 01:25
دو نفر ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف خونه . نزديكاي شهرشون يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. طرف ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوه كريم ! بيا كه ماشين موتور ا! نداره! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه يارو ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوه كريم ! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

31190400460
10-12-30, 01:27
مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

31190400460
10-12-30, 01:28
اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

31190400460
10-12-30, 01:29
آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم

31190400460
10-12-30, 01:32
کلاس جمله سازي-خودتان حدث بزنيد كلاس كجاست....
1-فرشاد : روح غضنفر شاد
2-فرناز : غضنفر ناز نكن
3-ياماها : -بلاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4-عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5-لوبيا : كوچولو بيا
6-نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7-ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8-جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9-لجن : ? ساله بابام با عموم اينا لجن
10-كيبورد : كيف من رو كي برد
11-سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12-فريد و مجيد و حميد : شما ? نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13-حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14-آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15-كوشش : شلوار من كوشش
16-كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
17-وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
18-ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
19-كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
20-كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
21-مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
22-مناجات : مونا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
23-صداقت : الو الو صدا قطع شد
25-خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
26-ستيز: : The mobile set is off
27-توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟

31190400460
10-12-30, 01:35
اصفهانيه ميره مسابقه رالی شرکت ميکنه ؛ وسط راه مسافر سوار ميکنه!!!

31190400460
10-12-30, 01:36
اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار

31190400460
10-12-30, 01:37
جشنواره فيلم اصفهان:1- يک تکه نان براي دو نفر2-تا حالا موز خوردي؟ 3-ده نفر زير يک چتر 4- من جعفر 15 تومان دارم 5- ديشب پيتزا خوردم ايدا

31190400460
10-12-30, 01:38
به حيف نون کار ميدن که کف اتوبان رو لاين بکشه… روز اول 20 کيلومتر رنگ ميزنه… روز دوم 10کيلومتر رو و روز سوم کمتر از يه کيلومتر… صاحب کارش بهش ميگه هوي چرا تو هر روز کمتر از ديروز کار ميکني…؟ ميگه: “من نميتونم بهتر از اين کار کنم… چون هر روز دارم از قوطي رنگ دورتر ميشم

31190400460
10-12-30, 01:42
یه روزی یه نفر از غضنفر میپرسن :آقا این خیابون کجا میره؟ غضنفر میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره !

31190400460
10-12-30, 01:43
دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه.
یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!

31190400460
10-12-30, 01:45
غضنفر عاشق مي شه روي در خونشون تابلو مي زنه « بزودي در اين مکان عروسي برگزار مي شود»

31190400460
10-12-30, 01:47
قطعه ای ادبی از غضنفر:
شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید
پیرمردی جوان یکه و تنها همراه خانواده اش
در سکوت گوش خراش شب قدم زنان ایستاده بود!

31190400460
10-12-30, 01:49
گرگه میشینه پای نِت آیدی شنگول و منگول رو پیدا میکنه . بعد اینقده باشون میچته تا راضیشون می کنه بیان سر قرار . سر قرار میبینه چوپان دروغگو به جای شنگول منگول میاد !

31190400460
10-12-30, 01:52
غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمک كمک! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، دیگه چرا كمک ميخواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم ...

26181005506
10-12-30, 03:20
روزی مردی در جدول كنار خیابون افتاد و گفت: تا حلش نكنم بیرون نمی آیم.

26181005506
10-12-30, 03:22
اولی: چرا آمبولانس ها اینقدر سریع حركت می كنند؟
دومی: از دو حال خارج نیست یا مریض می برند یا راننده هاشون مریض اند.

26181005506
10-12-30, 03:23
معلم به شاگرد: می تونی با جوراب جمله بسازی؟
شاگرد:از سقف خونه ما بد جور آب می آد.

26181005506
10-12-30, 03:24
یه مرده دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن. از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟ دکتر می گه: البته، حتماً. مرده میگه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

26181005506
10-12-30, 03:25
یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب می خوام فروشنده میگه: مردونه؟ طرف دست میده میگه: مردونه.

26181005506
10-12-30, 03:26
دو مگس بر سر مرد طاسی می شینند.

بچه مگس به مادرش میگه:* مادر من تشنمه.

مگس مادر: آخه پسرجان من در این بیابان بی آب و علف چطور برات آب پیدا كنم.

26181005506
10-12-30, 03:27
از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه من امتحان كردم..... پیاده خیلی راهه.

26181005506
10-12-30, 03:29
از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه من امتحان كردم..... پیاده خیلی راهه.

26181005506
10-12-30, 03:30
یه نفر میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا 1000000 تومنی. طرف میگه: 1000 تومنی اش چه جوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمی کنه فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو می بینن، بلندتر حرف می زنن

26181005506
10-12-30, 03:32
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن... دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم. پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم.

26181005506
10-12-30, 03:33
طرز چک نوشتن بنده خدا :23000 ریال معادل دو سه هزار تومان !!!!

26181005506
10-12-30, 03:35
غضنفر ماشینش پنچر می شه، می ره از لوله اگزوز فوت می کنه. یکی رد می شده می گه : تا صبحم که فوت کنی لاستیک باد نمی شه، چون شیشه های ماشینت پائینه.

26181005506
10-12-31, 04:45
تيش........ تيش....... دي دي دي دين دين دين.......... ديييييييي دي دين ديدين........ دي دي دي دين دين دين..... دي دي چيه نتونستي بخوني؟!( بابا آهنگ فوتباليست ها بود ديگه.)

26181005506
10-12-31, 04:51
دوست داري بگم مي خوام هر روز صبح با صداي تو بيدار بشم....بعد بفهمي با ساعتم بودم!!!!!!دوست داري بگم چرا رفتي؟؟؟؟ بعد بفهمي با برق بودم!!!!دوست داري بگم هرجا باشي پيدات مي كنم..... بعد بفهمي با دسته كليدم بودم!!!!! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فكر كني با........نه! اين دفعه با خودت بودم

26181005506
10-12-31, 04:52
یارو داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني ...

31190400460
11-01-01, 10:54
عمل جراحي : قصابي مدرن
كلنگ : قند شكن رستم
آبله : دست انداز صورت
زمستان : بهار سفيد
خبر نگار : فضول مجاز
خشت : موزائيك مستعضف
جراح : چاقو كش مجاز
اشك : تف چشم
روده : كوچه معده
خمره : كوزه آبستن
كليد : هندل قفل
دوچرخه : موتور سيكلت ورزشكار
اشكنه : آبگوشت مستضعف
برف پاك كن : پاروي مست
تگرگ : نقل بي خاصيت
سم : ناخن خركي
برچسب : سريش سياسي
متر : شال گردن خياط
انگشتر : قلاده دست
زنگ : آژير خطر منزل
ريش تراش : كيسه كش صورت
تمبر : سر قفلي پاكت
لامپ : شمع برقي
شلوار : پاي كت
سه پايه : چهار پايه ناقص العضو

41195806047
11-01-02, 08:11
تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی
مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:"من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم " مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت . بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد ، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت . بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد.

سپس دندان هایش رامسواک زد.

باباگفت: "فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی" و مامان گفت:" درست شنیدی دارم میرم."

سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست.

پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها راخاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد ، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست.

درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: " من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!



نتیجه گیری:

۱- مردها همیشه كارهایشان را درست و به موقع انجام می دهند و وقتی تلویزیون نگاه می كنند قبلا كارهای دیگرشان را انجام داده اند. ولی زنها بسیار بی برنامه و نامرتب هستند. در صورتیكه كلی كار نكرده دارند نشسته اند و تلویزیون نگاه می كنند.

۲- مردها بسیار راستگو هستند. ولی زنها دورغگو هستند و بجای اینكه بگویند من می روم كارهای نكرده ام را انجام بدهم الكی می گویند من میروم بخوابم.

Very Happy

31190400460
11-01-04, 03:46
http://nonahal.org/files/Content101/Nonahaalaan_media_1271916629.jpg




شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟
الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش!
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش!
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز!

چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟
الف) جوونی کردم
ب) سادگی کردم
ج) گول خوردم
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد

اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید
د) انشاا... بقای عمر ? تای دیگر باشه

ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟
الف) املاک پدرش
ب) دارایی پدرش
ج) املاک و دارایی پدرش
د) همه موارد

اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید!
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید

محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟

الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟
د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم

در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن سوت و دست او را تشویق می کنید
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید

اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید!
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد

نظرتان در مورد این جمله چیست ؟
( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست
ب) با معنا ترین جمله دنیاست!
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است

در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم

26181009386
11-01-06, 04:18
این طنز هاتون خیلی تکراری شده.بابا جدید بنویسید.|گهنه~||گهنه~|

31190400460
11-01-25, 01:39
غضنفر راديولوژيست ميشه به مريض ميگه: تو عکستون يک شکستگي تو دنده راست سينتون ديدم، با فتوشاپ درستش کردم...

41195813728
11-04-02, 02:41
گله میکرد ز مجنون لیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی

که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست به جز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟

برده به دات کام و دات ارگ تو را؟

41195814379
11-11-10, 01:22
شهرام شکیبا طنزنویس چیره دست ایرانی در اخرین یادداشت خود با نگاهی تازه به بحث جنجالی اتفاق میان شیث رضایی و محمد نصرتی پرداخته است.

در این یک هفته*ای که گفتم ذهنم درگیر ماجرا بوده، تأملات فراوانی داشتم که هرکدام*شان را می*شود دستمایه یک مطلب طولانی کرد اما ترجیح می*دهم همه*شان را کتره*ای و درهم، یک*جا بنویسم و خیال خودم را راحت کنم.

1- باید زودتر بساط این رفتارها را در ورزش جمع کنند. حالا این ماجرا در فوتبال شروع شده اما اگر به ورزش*های دیگر برسد، واویلاست. فکر کنید اگر این چیزها در کشتی که ورزش ملی ماست، باب شود، باید چه کنیم؟

2- اگر بنابر مجازات باشد، باید ببینیم که شخص آسیب*دیده از شخص آسیب*زننده شکایتی داشته یا خیر،* علی*الظاهر شکایتی در کار نیست.

3- ما باید ورزش*های شلوغ را از لیست ورزشي کشورمان حذف کنیم تا بهتر بشود نظارت کرد. در ورزش*های تیمی اساساً صحنه*ها شلوغ* و پلوغ می*شود و خوب به چشم نمی*آید که کی چه*کار می*کند.

4- اشتباه مال آدمیزاد است. این جوانان برومند هم انسان هستند و جایز*الخطا. یک عذرخواهی بکنند، تمام شود. برگردند توی تیم*شان لگد به توپ بزنند و بر افتخارات بیفزایند و غرور ملی*مان را رشد بدهند. حالا یک اتفاقی افتاده. ذات این ماجرا هم به گونه*ای است که آسیب اصلی*اش به یک نفر می*رسد، نه همه. در این مملکت سه*هزار میلیارد اختلاس می*شود و کل اقتصاد مملکت و جمعیت رنجه می*شود، وزیر اقتصاد می*رود مجلس با یک عذرخواهی سروته ماجرا هم*می*آید. این قضیه که دیگر مشکلش شدیدتر از ماجرای اختلاس اخیر نبود.

5- باید این بحران و ماجرا جدی گرفته شود. تا امروز هر بحرانی داشته*ایم، دست اجانب در آن بوده اما این تنها ماجرایی است که همه دیده*اند دست چه کسی درکار بوده و هم صاحب دست و هم آستینی که دست از آن درآمده، صددرصد از تولیدات داخلی خودمان است. لذا ماجرا را باید کاملاً یک بحران ملی دانست.

6- خسارت و جریمه باید با هم همخوانی داشته باشد. مثلاً اگر کسی به عمد به ماشین بنده ضربه بزند، باید به همان میزان خسارت بدهد. برای خراب*شدن یک گلگیر که نباید خسارت یک ماشین کامل را گرفت. دوستان باشگاه پرسپولیس چطوری و چند حساب کرده*اند که یک فقره جریمه بازیکن خاطی در این جریان 300 میلیون تومان است؟ یک کمی از مجلس شورا یاد بگیرند هم بد نیست.

7- هر دو اتفاق در زمان شادی بازیکنان بعد از گل رخ داده است. من نمی*دانم ما در این مملکت اساساً چرا با شادی مشکل داریم و یک کارهای عجیبی می*کنیم وقتی حالمان خوب است و شادیم؟ لذا بر مسئولان سختکوش فرهنگی فرض است که در اسرع وقت یک مرامنامه و اساسنامه اخلاقی برای شادی کردن درست کنند وگرنه بعد از این هر تیمی گل بزند، باید عوض شادی دسته*جمعی، هرکدام از بازیکنانش از یک طرف فرار کنند.

8- لازم به ذکر است که عمل مورد اشاره از باب تحبیب و عمق دوستی صورت گرفته، چون اگر ریشه در دشمنی داشت، از سوی تیم بازنده، بازیکنان تیم برنده رنجه می*شدند. از قدیم هم گفته*اند: «بین*الاحباب تسقط الآداب».

مرجع : گل

51195400991
11-12-20, 11:51
تخم مرغي رفته بود اينترويو
تا مگر کوکو شود يا نيمرو

تخم مرغي بود با شور و اميد
خواست تا مرغانه اي باشد مفيد

فرم استخدام را پر کرده بود
عکس هم همراه خود آورده بود

توي مطبخ از براي شرح حال
پشت هم کردند هي از او سوال:

- کيستي تو، از کدامين لانه اي؟
- بوده اي قبلاً در آشپزخانه اي؟

- کي ز پشت مرغ افتادي برون؟
- توي ماهيتابه بودي تاکنون؟

- تجربه داري و فرزي در عمل
- جاي ديگر کار کردي في المثل؟

- داغ گشتي توي روغن يا کره؟
- حل شدي در شنبليله يا تره؟

- با نمک فلفل بهم خوردي دقيق؟
- خوب کف کردي شدي کلاً رقيق؟

- پشت و رويت سرخ شد روي اجاق؟
- باد کردي از فشار احتراق؟

تخم مرغ اين حرف ها را که شنيد
روي وحشت زرده اش هم شد سفيد!

ژوري اينترويو هم بي مجال
لحظهاي غافل نميشد از سوال:

- گر "رزومه" داري و "سي.وي" بيار
- ورنه بيخود آمدي دنبال کار

- گر نداري توي کارت سابقه
- ردّ ردّي گرچه باشي نابغه

گفت لرزان تخم مرغ بينوا
نيست قانون شما بر من روا

خوب من تازه ز مرغ افتاده ام
صفرکيلومترم و آماده ام

هرکسي کرده ز يک جائي شروع
ميکند خورشيدش از يکجا طلوع

گر نه در جائي خودم را جا کنم
تجربه پس از کجا پيدا کنم؟

گر که مرواري نباشد در صدف
پس چگونه تجربه آرد به کف؟

گر که در ميدان نرفته کره اسب
تجربه را پس چه جوري کرده کسب؟

گفت "شف" با او که: - زر زر کافيه!
- بيش از اين هم ماندنت علافيه

ـ تخم مرغ هم اينقدر پر مدعا
- دست به نطقش را ببين بهر خدا!

- تجربه اول برو پيدا بکن
- بعد فکر پخت و پز با ما بکن

تخم مرغ بينوا با قلب خون
آمد از آن آشپزخانه برون

رفت غمگين، صاف پيش مادرش
تا که گرما گيرد از بال و پرش

گفت مادرجان مرا هم جوجه کن
جزو باند جوجه هاي کوچه کن

مرغ مادر گفت که: - دير آمدي
- پس چرا طفلم به تأخير آمدي؟

- من به تو گفتم بگير اينجا قرار
- تو خودت عازم شدي دنبال کار

- مهلت جوجه شدن شد منقضي
- پس چه شد کوکوپزي، نيمروپزي؟

تخم مرغ اشکش درآمد پيش مام
ماجرا را گفت از بهرش تمام

گفت در نيمروپزي گشتم کنف
چونکه از من تجربه ميخواست شف

سابقه يا تجربه با من نبود
آشپزخانه مرا ريجکت نمود

موعد جوجه شدن هم که گذشت
آه مادر بچه ات بيچاره گشت!

من از آنجا مانده، زينجا رانده ام
فاتحه بر هستي خود خوانده ام

رفت فرصت هاي عالي از کفم
حال ديگر کاملاً بي مصرفم

پس در اين دنيا به چه چيزي خوشم؟
ميروم الان خودم را ميکشم!

گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا
- چند مدت صبر کن بهر خدا

- صبر کن طفلم بيايد نوبهار
- باز پيدا ميشود بهر تو کار

- گرچه اکنون فرصتت سرآمده
- تو نگو دنيا به آخر آمده

تخم مرغ آنجا به حال انتظار
ماند تا از ره بيايد نوبهار
×××
عيد نوروز، عيد پاک آمد ز راه
روي هر ميزي بساطي دلبخواه

شربت و شيريني و قند و نبات
تخم مرغ رنگ کرده در بساط

روي ميز خانهي بانو بهار
يک سبد مرغانه خوش نقش و نگار

تخم مرغ ما نشسته آن ميان
ميفروشد فخر بر اطرافيان

از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد
حرف هاي مادرش آمد به ياد:

- بهر هرکس در جهان قدقدقدا
- هست يک جا و مکان قدقدقدا

- نيست بي مصرف کسي قدقدقدا
- هست امکان ها بسي قدقدقدا

- هرکسي بايد بيابد جاي خود
- تا نهد جاي مناسب پاي خود

- پس تو هم توي مدار خويش باش
فارغ از مأيوسي و تشويش باش

- چون شبيه تخممرغ است اين کره
- روز و شب گردش کند بي دلهره

- خود تو هم هستي عزيزم بيضوي
- در مدار خويش گردش کن قوي

- زندگي زيباست، زيبايش ببين
- هم ز پائين، هم ز بالايش ببين

تخم مرغ ما ز پند مادري
شادمان لم داد آنجا يکوري

گفت گر مطبخ به من ميداد کار
در کجا بودم کنون اي روزگار؟

گشته بودم جوجه گر روي حساب
اي بسا که ميشدم جوجه کباب

پس چه بهتر که بد آوردم زياد
حال راضي هستم و ممنون و شاد

61100217530
11-12-21, 06:04
شعر طنز مخصوص شب یلدا

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه

خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه

شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه

ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!

64295901544
11-12-21, 06:14
رضا شاه به زور میخواست چادر رو از سر زن ها برداره
هیشکی زیر بار نمیرفت
حالا میخوان به زور چادر سر زن ها بکنن بازم کسی زیر بار نمیره !
یعنی لجباز تر از زنها تو کهکشان پیدا نمیشه ها!
....................

ميگن هر نخ سيگار 3 دقيقه از عمر آدم کم مي کنه!
همچنين ثابت شده اگه از چيزي لذت ببري 5 دقيقه به عمر آدم اضافه ميشه!
نتيجه : سيگارتون رو با لذت بکشيد تا 2 دقيقه به ازاي هر نخ سيگار به عمرتون اضافه بشه........!!!!!!
...................
اینروزا دختر و پسرها از عشق و دوستی هیچ نفعی نمیبرند
اونایی که منفعت میبرند:

رستورانها
کافی شاپها
ایرانسل و همراه اول !!
.......................

دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب میخورد, الان که ازدواج کرده میگه آب معدنی دماوند استاندارد نیست
........................

فقط يه ايراني ميتونه گوشي آيفون 4s بخره ١.٥ ميليون بعد سيم كارت ايرانسل اونم اعتباري توش بندازه. !!
.....................
پارسال سال همت مضاعف بود همش تعطيل بود. امسالم كه سال جهاد اقتصادي بود همش اختلاس بود. يه سال عفت و حجاب بذارن يكم حال كنيم....!
........................

پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمیتونسته بشنوه
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب میشه
دو سه هفته میگذره و میره پیش دکترش که بگه گوشش حالا میشنوه
دکتر خیلی خوشحال میشه و میگه
خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنواییتونو بدست آوردید
پیرمرد میگه نه من هنوز بهشون چیزی نگفتم هر شب میشینم و به حرف هاشون گوش میکنم
فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که
توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کردم

61100203479
11-12-21, 06:55
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.

وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم.

سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت.

او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟

مرد پاسخ داد : نه قربان ، من ندیدم ؛ اما همسرم دید!

17195602632
11-12-21, 09:01
عالی بود ممنون از شما موفق باشی دوست عزیز و گرامی مرسی

نواری«دبیرانجمن»
11-12-21, 11:40
سلام

دوستان عزيز لطف كنين مطالب طنز رو فقط در اين پست قرار بدين .. با ذكر عنوان ..

سپاس ..

34191205489
11-12-21, 11:47
طنز- شاهنامه ی جدید






كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk باشد يكي fileناب
كه بگرفتم از site افراسياب

برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable ديسك آورد پيش

يكي toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت ان گشت هشتاد bit

به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر disk از اسفنديار

41195811507
11-12-22, 04:03
خوب بود ممنونم

51195400991
11-12-22, 08:02
امتحان کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته زبان و ادبیات اصفهانی

به همراه کلید حل سوالات
ابتدا سوالات را کامل خوانده و با در نظر گرفتن قواعد قلب، اقدام به پاسخ دادن نمایید.

1-کلمات زیر را معنی کنید.
1- بَلگ
2- حَسِجّلال
3- آلاشغال
4- سِگاسوتا
5- زِرزِمین
6- شبی چراغی
7- چُماله
8- حَج مَن باقر
9- وَلَحظا
10- آونگون
11- بولونی
12- بَلکی
13- چرکوندی
14- گودالی
15- قیلاگونی
16- سُکِّربیت
17- دَمادولا
18- حَبّاد
19- ورمالیدند
20- مادی
21- چیویلی
22- لا ماشین

2- اعضای زیر کدامیک از اعضای بدن انسانند؟

1- چَکی لُپ 2- گُرته 3- سَکاسینه 4- سَکاصورِت
5- گیسی 6- چَکاچیویل 7- ناقولوسی 8- گُلی کمر خنجر

3- امراض بیرونی و درونی زیر کدامند؟

1- کمرم شیت شد 2- سرم بانگس 3- دلم انقلابس 4- زیرو رو میزِنم
5- دلمالِش 6- توتولی

4- جملات دعایی زیر را معنا کنید.

1- الای آکِلِه بیگیری 2- بادی یامان بیگیری ایشالله 3- الای بالا پر بِزِنی
4- الای سه قلی بودی 5- تیری غیب بخوری ایشالله 6- تیری اَجل خورده
7- توپ تو شیکمد بِرِد 8- الای بُپُکی

5- جانداران زیر کدامند؟

1- قورباغر 2- خرخاسِکی سه پَلو 3- مالشتیمال 4- مالمالِک یا مالمالی 5- پاختِر

6- نسبت خانوادگی افراد زیر را مشخص کنید.

1- باخاجه 2- بُسوره 3- همریش 4- یاد 5- خارسو

7- اصطلاحات زیر را معنی کنید.

1- دَراومِد گفت 2- قو نیمیپِرِد 3- خَبِریش نیست 4- کَمَری راوِس هَنو
5- را نیمیبِرِد 6- مردی رِندیشس 7- سِگسارونس 8- آغولیاد واغلید؟
9- اِدِراوادِرِد میکونم 10- برادون کشیدن 11- دِرِزا چاق کردن 12- جخ هم رسوندند
13-بِلاگیری درو وُردن 14- آدمی نَیَرز 15- وا میدارم 16- هوا کیـفس
17- آ یکی اونم 18- چه خبِر اَتِر؟ 19- هوا تیفونس 20- دِ آره دِ
21- سُک نَزِن 22- وَقّی کردس 23- آدمی یه غازی

8- محله های زیر در کجای اصفهان قرار دارند؟

1- چارسو کوچیک 2- بازاری حَجاقا شجاع 3- پُشتی آشپِزی 4- کوجون 5- گورتون
6- جوزون 7- طوخچی 8- نجارباشی 9- جوق اِباد
10- مَچِّدلنبون 11- چاله حج میرزا 12- چارسو علی قولی آقا(آ ی کشیده)
13- چناردالبِتی 14- لَتیشا 15- باقوچخونه
16- کِرماکیلیچه 17- رودِرون 18- پارون

9- جملات زیر چه مواقعی به کار میروند؟

1- یار مبارِک پولِکی عروسا اووردن زورِکی
2- خارسو بیشین رو فشفشه بزا عروسد خوشش باشه
3- جیگِّر جیگِرس دیگِّر دیگِرس
4- مثلی سِگی تاتوره خورده میموند
5- شبا به چراغِس آ روزا به غِلاغ
6- اینقد کِریم پِشه بازی درنیار
7- قِرِشا قاشوق کردس

10- کدامیک گزینه واحد پول قدیمی در اصفهان بوده است؟

1- یه قاضی 2- یه قازی 3- یه غازی 4- عم قزی

11- تفاوت آآآقا با آ ی کشیده و آقا بدون آ ی کشیده در چیست؟

12- معنای کلمه گِلی را در هر ترکیب را بنویسید.

1- گِلی درخت 2- گِلی کوچا 3- گِلی هم 4- گِلی کوه

13- حالتهای مختلف کلمه اونسّانیا را بنویسید. (برای اشاره به هر چیزی)

***
جوابها
1
1- بلگ: همان برگ است. قاعده تبدیل ر به ل (در لهجه اصفهانی "ر" معمولا به "ل" تبدیل میشود)
2- حَسِجّلال: حاج سید جلال (قاعده ادغام بنیادی).
3- آلاشغال: معرب آشغال بوده که به مرور اَل به آل تبدیل شده. مثال: بیا بریم ناهار بخوریم. وای نه یه زا آلاشغال خوردم تو دلم انقلابه.
4- سِگاسوتا: در اصطلاح به عده زیاد گفته می شود. دقت شود که سو در سگاسوتا کشیده خوانده شود. مثال وای خره نبودی بیبینی طرف سِگاسووووتاشم اوورده بود. یعنی اینکه هر چی آدم داشت برداشته بود اوورده بود.
5- زِرزِمین: زیرزمین
6- شبی چراغی: تا قبل از ساعت 12 شب، تا وقتی چراغها روشنند.
7- چُماله: همون مُچاله تهرونی
8- حَج مَن باقر: حاج محمد باقر. قاعده یرملون در زبان اصفهانی
9- وَلَحظا: از لحظه میاد. مثال: خِرندیده همِشا تو کوچا ولحظا میزِند. یعنی همش تو کوچه ها الاف میگرده. خِر همون خیره
10- آونگون: آویزون
11- بولونی: خمره. گاهی جهت ابراز محبت به دیگران هم به کار میزود. مثال: بولونی پَ کوجای پَ؟ (معادل عبارت "پس کجایی عزیزم؟" در تهران).
12- بلکی: شاید
13- چرکوندی: همان چرک است که بار تنفری زیادتری دارد. مثال: دِ آره دِ جونم مرگ شده با یه زا لباسی چرکوندی اومِده بود.
14- گودالی: چاله و گودال تحقیر شده
15- قیلاگونی: قیر و گونی. قیل همان قیر است. قاعده تبدیل ر به ل. مثال: این چای چرا قیله؟ یعنی چرا اینقدر چایی سنگینه که رنگش مثل قیر شده؟
16- سُکِّربیت: چوب کبریت
17- دَمادولا: نزدیکیها. مثال: لباسای من کو؟ همین دمادولاس
18- حَبّاد: حبیب آباد. مکانی نزدیک اصفهان. قاعده اضمحلال 5 حرف در یک تشدید
19- ورمالیدند: رفتند. مثال: چوریا ورمالیدن تو سیبه یعنی جوجه ها داخل بن بست رفتند. مثال: وَپِّریده پاچاشا ورمالیدس. یه اصطلاحیه در مورد شلوارای برمودا
20- مادی: جوی آب.. در اصفهان مواقعی که از واژه مادی استفاده نمیشود از واژه جوق یا جوقچی استفاده میشود.
21- چیویلی: چرکوندی
22- لا ماشین: در اصطلاح همان زیر ماشین است. حسن رفت لا ماشین یعنی ماشین بهش زد (تصادف کرد)
2
1- چَکی لُپ: دهان. مثال: هر چی از چکی لپش دراومد نثاری ما کرد.
2- گُرته (گُرده قاعده تبدیل د به ت): پشت و کمر
3-: سَکا سینه: سر و سینه با هم. سکا سینِم گرفتس.
4- سَکاصورت: صورت
5- گیسی: ماهیچه شانه و گردن. مثال: خره اینقدِه تا تو این گیسییام درد میکوند که اَلاَمانما بریدس... با گیسو اشتباه نشود.
6- چکاچیویل: صورت. مثال: آب اِز چکاچیویلش سرِزیرس عامو. (سرازیر)
7- ناقولوسی: نای و یا همان خرخره. مثال: اتوبوسِ تا تو ناقولوسیش پر کردس.
8- گُلی کمر خنجر: مهره های آخر ستون فقرات.. یه جمله معروف هم هست که میگه: اِگه این کارا بوکونی گلی کمر خنجرد میشکِنِد. یعنی انگار این کار برات خیلی سخته.
3
1- کمرم شیت شد: کمرم داغون شد. شیت احتمالا از واژه شِت فرنگی گرفته شده.
2- سرم بانگس: سرم درد میکنه. از بنگ میاد.
3- دلم انقلابس: همون تو دلم چمچماله یا وضعیت مزاجیم خوب نیست.
4- زیرو رو میزِنم: نوعی از انقلاب دل که پیشرفت کرده و اعضا مجاور را تحت تاثیر قرار داده.
5- دلمالِش: یه نوع خاصی از حالات نامساعد مزاجی که بیشتر در مواقع ازدواج پیش میاد.
6- توتولی: زگیل. من واقعا دیگه نمیدونم این واژه از کجا اومده شرمنده!!!
4
1- الای آکِله بیگیری: آکله به معنی: خوره. یعنی الهی مرض خوره بگیری.
2- بادی یامان بیگیری ایشالله: این دعا در مواقعی که کسی زیاد داد و فریاد میکند بکار میرود. یامان از یمن میاد. باد یمنی تبدیل شده به: باد یمانی, وبعد به باد یامان.. و آن مرضی باشد شبیه خناق که گلو باد میکند و راه نفس بسته میشود. در برخی مواقع یامان حذف می شود و داریم الای باد کنی.
3- الای بالا پر بِزِنی: یعنی بال بال کنی و بمیری یه چیزی شبیه خروس. الهی جون بکنی و بمیری.
4- الای سه قلی بودی: وقتی کسی یک مزه بیمزه میندازه به جای اینکه به طعنه بگن ماشالله چقدر تو خوشمزهای میگن ایشالله سه قلی (سه قلو) بودی یا به شکل مختصر شالّا سه قلی بودی. یعنی یه قل کمه برای اینکه همچین مزه هایی بریزه. در واقع نوعی تحقیر پشت پرده داره.
5- تیری غیب بخوری ایشالله: معنی واضح است امیدوارم هیچ وقت همچین تیری نخورین.
6- تیری اَجل خورده: در این جمله دعایی فرض بر این است که تیر به شما اصابت کرده.
7- توپ تو شیکمد برد: در مواقعی که فردی زیاد غذا بخورد بکار میرود. از دیگر جملات دعایی مشابه میتوان به الای کارت بخوری (کارت همان کارد است قاعده تبدیل د به ت) اشاره کرد.
8- الای بُپُکی: الهی بترکی. تقریبا در هر موقعیتی به کار میرود. نکته: دقت شود که اصولا در اصفهان (بد اصفهانیاشون البته)
نسبت جمله دعایی مثبت به جمله دعایی منفی تقریبا صفر است.
5
1- قورباغر: قورباغه. قاعده تبدیل ه به ر. مثال دیگر: مهتابی که میشود: مرتابی.
2- خرخاسِکی سه پ--لو: همان خرخاکی است و چون از هر طرف جلو عقب و پشت که نگاه کنی قیافه اش یکسان است به آن سه پهلو گویند.
3- مالشتیمال: بالشت مار بوده و به سوسکهای بزرگ و پهن گفته میشود که با چند تبدیل پیچیده و نادر تبدیل شده به: مالشتیمال. قواعد بکار رفته: 1- قاعده "ی" چسبان به مضاف 2- قاعده تبدیل ر به ل 3- پدیده نادر تبدیل ب به م.
مثالی دیگر از تبدیل ب به م: اسب میشود اسم.
4- مالمالِک یا مالمالی: مارمولک. قاعده تبدیل ر به ل
5- پاختِر: یاکریم. حیوانی خنگ شبیه کبوتر با بهره هوشی صفر
6
1- باخاجه: پدربزرگ یا مادربزرگ
2- بُسوره: پدر زن یا پدر شوهر
3- همریش: باجناق
4- یاد: جاری. نسبت همسر دو برادر
5- خارسو: مادر شوهر یا مادر زن.
7
1- دَراومِد گفت: برگشت گفت
2- قو نیمیپِرِد: خیلی خلوته
3- خَبِریش نیست: چیزی حالیش نیست. چیزی بارش نیست. به اوضاع بد اقتصادی هم گفته میشود. مثال اگر از یه اصفهانی بپرسند چه خبر از بازار؟ میگه خبریش نیست! ( مدت جواب 2 ثانیه).
دقت شود که در یک جمله، یه مفهوم به اون بزرگی بیان شد.... حالا اگه که این سوال را از یه تهرونی میپرسیدی جواب میشد: ببین میدونی چیه الان با توجه به سیاستای جهانی و این مالیاتایی که دولت گذاشته و ....و ....و .... در آخر .. وضع فروش زیاد خوب نیست.
(مدت جواب 5 دقیقه)
4- کَمَری راوِس هَنو: هنوز نصف راهم نیومده
5- را نیمیبِرِد: بلد نیست
6- مردی رِندیشه: خیلی آب زیرکاهه
7- سِگسارونه: شلوغه. متضاد قو نیمیپِرِد.
قاعده کلی: برای جاهای شلوغ معمولا از واژه سگ و برای جاهای خلوت از واژه قو استفاده میشود. مثال: بیا از اون فلان خیابون بریم. جواب: اصلا و ابدااا (بدون تنوین)... فلان خیابون این وقتی شب سِگسارونه
8- آغولیاد واغلید: راحت شدی؟ حالا خوب شد. مثال: آغولیاد واغولید اینو گفتی؟ (برای بیان احساس دلخوری) به معنی آبها از آسیاب افتاد هم هست. مثال: تا آغولیاش واغلید فکری رفتن به سرش زد. نوعی آسیاب درونی.
9- اِدِراوادِرد میکونم: ادراوادر به معنی تیکه پاره. ادراوادرد میکونم یعنی میکشمت.
10- برادون کشیدن: براتون آماده کردن. ولی در عمل وقتی استفاده میشود که کسی میخواهد به جایی برود که هیچ فایده ای نداره. مثال. فرد تهرونی: من میخوام برم با فلان مسوول درباره این مشکل صحبت کنم؟ مشاور اصفهانی: جَناب حتما این کارا بوکونید، اونجا برادون کشیدن.
11- دِرِزا چاق کردن: فرار کردن
12- جخ هم رسوندند: تازه پیدا کردند (بدون جخ هم بکار میرود).
مثال آقا جلیلا اینا یه بِچه هم رسوندند. یعنی یه بچه پیدا کردند، صاحب فرزند شدند.
13- بِلاگیری درو وُردن: شیطونی کردن. مثال: بِچه بلاگیری نکون. اسم فاعلش می شه بِلازِده به معنی شیطون. مثال: بِلازده هنچی نکون.
14- آدِمی نَیَرز: آدم بیخود
15- وامیدارم: وادار کردن. مثال: بووِر کن اِگه این کارا کردی وامیدارم علیِ ایاقدا جا بیارد. ترجمه: باور کن اگه این کارو کردی علی را وادارمیکنم حسابتو برسه.
16- هوا کیــفس: هوا ابریه
(کیف همون کیپ فرنگیه)
17- آیکی اونم: از این گذشته. مثال: آیکی اونم مثلا ایشون برا ما چیکار کردن؟
18- چه خبِر اَتِر؟: یعنی همون چه خبر. هنوز برای من روشن نشده که این اتر از کجا میاد و به چه معنیست؟
19- هوا تیفونه: هوا طوفانیه (تایفون فرنگی)
20- دِ آره دِ: آره دیگه
21- سُک نزِن: ناخنک نزن، فضولی نکن، اذیت نکن. مثال: اینقد سُک نزن به این جیگِّری من. یعنی اینقدر منو اذیت نکن.
22- وَقّی کردس: رنگش پریده، رنگش رفته. مثال: اُوی این لباس زرده را درش بیار که وَقّی کردس... به معنای بهت نمییادم بکار میره. اُوی این لباس زرده را درش بیار که تو تَنِد وَقّی کردس.. واقعا زبان در تعریف برخی از اصطلاحات الکنه. !!!!!!
23- آدمی یه غازی: همون آدمی نیرز
8
سوالات 8 و 10 جز واحد عملی محسوب میشوند.
9
1- یار مبارِک پولِکی عروسا اووردن زورِکی: کری خانواده داماد برای خانواده عروس در روز عروسی
2- خارسو بیشین رو فشفشه بزا عروسد خوشش باشه: کری خانواده عروس برای خانواده داماد در روز عروسی
3- جیگِّر جیگِرس دیگِّر دیگِرس: وقتی بخوای محبتتو نسبت به اونی که دوسش داری نشون بدی.
4- مثلی سِگی تاتوره خورده میموند: مواقعی که کسی خیلی شلوغ پلوغ میکنه و فعالیت داره. تاتوره گیاهی است که هنگامی که سگ آن را میخوره دل درد گرفته و هی دور خودش میچرخه.
5- شبا به چراغسا روزا به غِلاغ: یعنی طرف شبا بیداره و روزا میخوابه.
6- اینقد کِریم پِشه بازی درنیار: وقتی کسی هی مزه بریزه.
7- قِرِشا قاشوق کردس: وقتی یه نفر شیک کرده بهش اینو میگن.
11
آقا با مد روی آ یعنی شوهر- آقا بدون مد یعنی پدر مثال: سلام خُبین؟آـــقادون چیطورن؟با مد میشه شوهرتون چطوره؟
سلام خُبین؟ راسی آقادون حالش چیطورس؟بدون مد میشه باباتون چطوره؟
12
1- گِلی درخت: بالای درخت -
2-گِلی کوچا: در کوچه ها
3- گِلی هم: درهمو برهم
4- گِلی کوه: نوک کوه
13
اونِسّانیا: واژهای متداول مابین اصفهانیهای ساکن کره به معنی اوناهاش.
1- اونسّانیا 2- اونسّانیشا 3- اونسّانیشونا (برای احترام) 4- اونسّاشا 4- ایناهانیشا 5- اینسّانیشا 6- اینسّاشا
اگر اونسّانیا برای اشاره به انسان باشد ایناندا و ایناندشون و ایناندشونا را هم خواهیم داشت.

64295900452
11-12-23, 05:06
جالب بود هههههه !!!

64295900452
11-12-23, 05:07
واقعا اينوخوب اومدي

42191005504
11-12-23, 06:56
http://s2.picofile.com/file/7222424943/daneshjou.jpg

سال ۳۶۵ روز است در حالی که:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.

۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا”۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا”۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.

۵- طبیعتا ”۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز باقی میماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است .

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی می ماند.

۱۲- یک روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

عصر ایران

35100403090
11-12-23, 07:18
مطلب بسیار زیبایی بود. ممنون از شما

41195824132
11-12-24, 11:58
http://tanhae.com/dl/post/2011/0440Eshgh.jpg



هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی، مراقب باش که ... اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن تا افسون افسانه گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین می بارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحرانگیزش را نشنوی که مسحور شیطان می شوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند مراقب باش.... و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: به چشم. شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هیچ مگو.... گفتم: به چشم.



در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم، به چشمانش ننگریستم، و آوایش را نشنیدم. چقدر دوست می داشتم بر موجی که مرا به سوی او میخواند بنشینم، اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز می گریختم. هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمی شناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم . دیگر تحمل نداشتم. پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم، و گریستم. نمیدانستم چرا؟ قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست... به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم، می دانست.

با لبخند گفت: این زن است . وقتی با او روبرو شدی مراقب باش که او داروی درد توست. بدون او توغیرکاملی. مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است . من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم. نمی بینی که در بطن وجودش موجودی را می پرورد؟ من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن، گیسوانش را نظر میانداز، و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم... من اشک ریزان و حیران خدا را نگریستم. پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه طویل تهدید کردی ؟! خدا گفت: من؟!! فریاد زدم: شیخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردی. اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!


خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: من سکوت نکردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا ... و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرف های پیشینش را برای دیگری تکرار می کنید!

61100218517
11-12-25, 10:53
http://www.3nasl.com/Contents/Helpers/Thumbnail.ashx?Path=~/UserFiles/Contents/2166540/tanzz.jpg&Height=200&Width=200&Quality=High
سالگرد ازدواج
1) زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

*****
روز زن
1)زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

*******
روز مرد
1) زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

*****
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)

******
40 سال بعد
1)زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم

******
2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه

*****
وصیت نامه
1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید

*****
اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته مسئول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
2)مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

61100218517
11-12-25, 10:56
http://www.3nasl.com/Contents/Helpers/Thumbnail.ashx?Path=~/UserFiles/Contents/2166353/labkhand4.jpg&Height=200&Width=200&Quality=High
1 - دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند.

2- اگر یه دختر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه.

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه

دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

6- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

7- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

8- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از

طرف مقابله!


9- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.


10- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره

و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.


11- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن.

12- دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن .

13.دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا.

14- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!

15- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

16 - پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

16- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!


17- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره

تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

18- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!


19- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

61100221101
11-12-25, 06:57
دروغگویی می میرد و به جهان آخرت می رود.

در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود.

از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟”

فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود”.

مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!”

فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاً حرکت نکرده است.

- وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمریکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!

- خیلی جالبه راستی ساعت من کجاست ؟

فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند.

41195832974
11-12-25, 07:08
واقعا عالی بود طنز تاثیر گذار به این می گن
کاش ساعت ما رو هم بهمون نشون می دادن شاید به فکر می افتادیم که کمتر به کارش بندازیم

51195400991
11-12-25, 07:24
بسیار بامزه بود ممنون

35100412077
11-12-25, 08:37
دوست عزیز بسیـار جذاب و با مزه بود
ممنون

35100413204
11-12-25, 08:44
جالب بود

35100412077
11-12-25, 09:17
تکراری بود ولی بازم ممنون دوست عزیز

41195820401
11-12-27, 12:06
می دونــــی فــــرق ایـــران با دنیـــا چیــــه..؟

اگر گفتین فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه ؟


در انگلیس شما یک کیف اسکناس می برین و باهاش یک ماشین می خرین ، اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برین و باهاش یک کیف می خرید .




اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه ؟


در پاریس هروقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شین و در تهران هروقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید .


اگر گفتین فرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیه ؟


در همه جا آدم اول جرمش معلوم میشه و بعد زندانی میشه ، اما در ایران آدم اول زندانی میشه و بعد
جرمش معلوم میشه .



اگر گفتین فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه ؟


یه نویسنده آلمانی وقتی نوشته هاش چاپ شد معروف می شود و بالا می رود اما در ایران وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود و به پایین ( سیاه چال ) می رود .


می دونــــی فــــرق ایـــران با دنیـــا چیــــه..؟
اگر گفتین فرق یک تاجر ایرانی با یه تاجر عرب چیه ؟


تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و زالوی اقتصادی و " از کجا آوردی " و... بدبخت می شود !


اگر گفتین فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان در چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی کسی موفق میشه همه به او نزدیک میشن و با او شریک میشن و به او کمک می کنن اما در ایران وقتی کسی موفق بشه همه از اون فاصله میگیرن و ارتباطشونو قطع می کنن و جلوی کارشو میگیرن !


اگر گفتین تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشه جلوی کارش گرفته میشه ولی در ایران وقتی آدم دشمن داشته باشه تازه انگیزه کار پیدا می کنه !




اگر گفتین تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگه دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی موسیقی در اماکن عمومی پخش می شود صدای آن زیاد است و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم می کنند ، اما در ایران وقتی موسیقی را در خانه پخش می کنند صدای آنرا زیاد می کنند و وقتی در مکان عمومی آنرا پخش می کنند صدای آنرا کم می کنند



نظر یادتون نره>>>.>>>

35100402130
11-12-27, 10:06
در لوس آنجلس آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !

34191210679
11-12-27, 11:17
جالب بود.:gigglesmile:

15295800011
11-12-27, 03:26
قشنگ بود، مرسي.

35100406421
11-12-27, 03:49
با اینکه قبلا خونده بودم این داستانو. البته جای دیگه. اما بازم که خوندم خیلی واسم جالب بود. ممنون همشهری.

41195813761
11-12-27, 06:08
من یار مهربانم، اما كمی گرانم ؟!
من یار مهربانم، اما كمی گرانم
چون جنس باد كرده در دست ناشرانم

دركل به قول ایشان كم سود و پر زیانم
من گرچه اهل ایران این ملك شاعرانم

زیر هزار نسخه باشد شمارگانم
مانند حال زائو در وقت زایمانم

یا لنگ فیلم و زینكم یا گیر این و آنم
گیرم اگر مجوز من یار پند دانم

یك روز رفتم ارشاد با این قد كمانم
گفتم بده مجوز ای راحت روانم

گفتا تو را برادر یك سال می دوانم
در تو عقایدم را با زور می چپانم

از حرفهای او سوخت تا مغز استخوانم
من یك كتاب خوبم عشق است ترجمانم

نه عامل خلافم نی در پی مكانم!
محبوب اهل فكرم منفور طالبانم

فعال در مسیر آزادی بیانم
خواننده گر كوزت شد من ژان وال ژآنم!

من وارث پاپیروس از مصر باستانم
هم خبره در سیاست هم اقتصاد دانم

بسیار حرف دارم با آنكه بی زبانم
شاگرد فابریكِ جبار باغچه بانم

درد دلم شنیدی؟ حالا بخر بخوانم
از بسكه شعر گفتم كف كرد این دهانم

35100413204
11-12-27, 06:19
قشنگ بود
بعضی کتابام الکی اجازه نشرشون بعد از یه مدت لغو میشه
مثل نوشته های پائولو کویلو یا اوشو
نمیدونم چرا
بدرود

26100605854
11-12-27, 07:31
جالب بود

51195406409
11-12-27, 08:30
سلام  
  دمت گرم سرگرم کننده بود  
  ولی این یه توهین به خودمونه ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

26100603936
11-12-27, 11:14
:)
مرسی

26100602695
11-12-31, 09:32
سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه..


سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...


سال1400
دختر به بابا .دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه....

51195400718
11-12-31, 09:39
ممنون دوست عزیز
شما داری با این مطلب میگی که هر چی میگذره احترام فرزند به والدین مخصوصا پدر کم میشه که خود جای تاسف داره

35100411033
12-01-02, 09:11
آن کیست کز روی کرم با من وفاداری کند؟

با یک پیامک شب به شب ، از من هواداری کند؟



یک مرد خیلی مهربان ، از هر نظر تکمیل وخوب

حتی اگر تنها شدیم با من نکوکاری کند!!



ماشین ومسکن باشدش ،اوضاع مالی رو به راه

جیب خودش راشل کند , رفع گرفتاری کند!



اول به دست آرد دلم ، بعداٌ مرا عاشق کند

آنگه برای بردنم ، جان بکند، کار ی کند!



من هی بگویم نه به او ، او هی بگوید :خواهشاٌ

در پیش من زانو زند هی گریه وزاری کند!



نیت کند عقدم کند ،هی شب به شب نذری دهد!

در مسجدی بنشیند وده شب عزاداری کند!!



گر دل بسوزانم به او ، خود را حلالش می کنم

اور را به جایی می برم ،کلی خریداری کند!!



آنگه به محضر رفته و ،عاقد برای مادوتا

با النکاح السنتی ،یک صیغه ای جاری کند



در گوشش آنجا زیر تور ،می گویم این را مهربان :

در پخت وپز در شست وشو ،باید که همکاری کند!



آنگه عروسش می شوم ،او می شود داماد من

باید بماند تا ابد از من نگهداری کند!

41195806916
12-01-04, 08:30
دخترها:


بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند



بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...



یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می کنند.



پسر ها:

یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...



یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند



و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه



حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.



همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی

41195835543
12-01-04, 10:44
پدر عزیزم، با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دخترجدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاًمعرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکهسنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیمشاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقتباز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعههستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتشرو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز ، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تومی تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy.

فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامهمدرسه که روی میزمه.

دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

35100401681
12-01-05, 12:41
حق داره خوب
حرفش درسته

26100605854
12-01-05, 06:41
با سلام و صلوات به روح تمام مسافرین عزیز .

و با درود به وزیر محترم راه و ترابری .

ورود شما را به پرواز لایتناهی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد می گوییم .

خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقاء به خود برما قراردادی و سرعت آن فزون كن .

مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1% مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد.

خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی بد اخلاق؛ سفری خوش برای شما آرزمند است.

لطفأ به علامت نكشیدن سیگار اصلأ توجه ننموده و آخرین سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید.

بستن كمربندها اصلأ ضرورتی ندارد و كاملأ بدرد نخور است.

در صورت بروز اشكال در سیستم هوای كابین ماسكهایی از بالای سر شما آوزیزان خواهد شد كه شما قبل از آن رایحه خوش ملایك را احساس خواهید كرد.

این هواپیما مربوط به هزاره دوم میلادی بوده و دارای دو درب اضطراری در جلو، دو در كنارین و یك درب عقب می باشد كه چندین سال است اهرم های آن كار نمی كند.

ارتفاع پرواز به احتمال قریب به یقین تا آسمان هفتم بوده و هوای بهشت بسیار عالی است.

سفر خوشی را برای شما آرزومندیم

از اون جاییكه هیچ خارجی احمقی وجود ندارد كه من لازم باشد یه بار دیگر به انگلیسی بلغور كنم، سرتونو درد نمی آورم.

مرگ راحتی داشته باشید.

26100605854
12-01-05, 06:44
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یك موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاكی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یك مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاك قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف كم میاره، راهنما میزنه كنار به موتوریه هم علامت میده بزنه كنار.

خلاصه دوتایی وامیستن كنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی كل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... كش شلوارم گیر كرده به آینه بغلت !!!!

34191209471
12-01-05, 06:50
مرسی دلت شاد

61100221101
12-01-05, 07:04
آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :
اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!
اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!
اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!
اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!
اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!
و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين …..!!!
لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد
و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛
مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود

61100221101
12-01-05, 07:06
• از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه.
چارلی چاپلین
• دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم …
• انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد!
• شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز!
• هنر پیش از آنکه دو بال برای پرواز به آدم بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند!
• حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی‌بخش است!
• این یکی از تضادهای زندگی ماست که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام می دهد.
• زندگی در کلوز آپ (نمای نزدیک) تراژدی و غم انگیز است و در لانگ شات (نمای دور) کمدی و خنده دار!
• حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند!
• اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.
• انسانها بسیار می اندیشند و کمتر احساس می کنند. ما بیشتر از تکنولوژی، نیاز به انسانیت داریم، بیشتر از نبوغ و هوش، نیاز به رأفت و مهربانی داریم، چرا که بدون مهربانی و انسانیت زندگی پر از خشونت و از دست رفتنی هاست …

61100221101
12-01-05, 07:08
روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد
و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.
ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است
دزد رو به ملا کرد و گفت: من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم
ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.
ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!
روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید.
گوش او را گرفت و گفت :ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟

26100605854
12-01-05, 08:52
فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!




فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!






فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.




فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!




فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند




فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه




فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه




فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"




فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته




فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه




فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره




فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره




فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره




فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی




فقط یک خانم ایرانیه که توی مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه




فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!




فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟




فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!




فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره




فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!




فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل




فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده




فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه




فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن




فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه




فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن




فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم




فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه.




فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه.




فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!




فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه!

26100605854
12-01-05, 09:03
عذرخواهی : در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر : قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی : دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال : فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه : وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل : خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی : کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی : خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز : دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره : محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم : فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم : عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی : یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق : کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو : سونای بخار متحرک!

شب امتحان : حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو : دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه : نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس : فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری : گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم : تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال : وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی : کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج : اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

26100605854
12-01-05, 09:05
شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند.


و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :

۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !

۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !

۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه!


۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !

۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد .

۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! ) زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید!!

35100401681
12-01-05, 11:53
جالب بود
مرسی

35100413204
12-01-06, 12:18
واقعا خنده دار بود
راست میگید به خدا
نصف بیشترش شامل حال منم می شد:2lbkos0:

41195813761
12-01-06, 06:59
گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگلم… بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها:
واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!!

41195801530
12-01-06, 07:08
sholevarreza@yahoo.comای مولای من ای اباعبدالله گواهی میدهم که تو نوری در پشتهای با رفعت پدران و رحمهای پاک مادران بودی

35100411033
12-01-06, 07:10
آره خودشه.....دمت گرم

35100402674
12-01-06, 10:24
با مزه ومتاسفانه درست است:shame:

64295904029
12-01-06, 01:58
آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه…
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

17195601803
12-01-06, 09:30
موزو انشا : عزدواج!

http://up3.iranblog.com/images/hlm8l74z2237101235xg.jpg

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید
بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش
به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید
زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.
مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند (http://www.radsms.com/)[/URL]، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش (http://www.radsms.com/)سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید
من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته (http://www.radsms.com/)خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی (http://www.radsms.com/)می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج (http://www.radsms.com/)مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من.
منبع سایت ([url]http://www.RadsMs.com (http://www.radsms.com/))

26181000117
12-01-07, 03:08
سطل آشغال :

وسیله ای ا ست موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

مدرک تحصیلی :

کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع ، قیمتش فرق می کند !

اوراقچی :

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !

حراج :

اصطلاحی است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند …!

رئیس :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است …!

بزرگراه :

نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش های 2011!

شب امتحان :

شب التماس به درگاه خداوند !

شب توبه !

البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست

تحقیق :

Copy & Paste کردن مقالات اینترنتی !

بیرون هم که پروژه میفروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو !

گارانتی :

یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است !

وقتی هم میبری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست !

بعد از ۳۸۹۲۶۴۹۸۲۶۴۳۲ بار التماس میگن اوکی تعمیرش میکنیم !

این قطعه رو ۸۹۳۶۲۴۹۳۸۲۶۴۹۳۲۸۶۴ روز دیگه میتونید تحویل بگیرید !

بیمه عمر :

قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !

قبولی در دانشگاه :

نتیجه ای است در کمال عدالت و انصاف که هیچ ربطی به رتبه کسب شده توسط شما و تلاشتان ندارد !

سریال:

فیلمی است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه های دزدی را به شما آموزش می دهد …!

تلفن همراه :

وسیله ای ۴ کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن ، عکس و فیلم گرفتن و نهایتا مخ زنی !

گرانی :

واژه ای است زاده توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است !!!

مترو :

سونای بخار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع عرق گلاب !عرق جوراب ، عرق گربه مرده ، عرق ماهی سفید ، عرق بوی دهن وزغ و …!!!

عذرخواهی :

از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم از کلمه های :حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ،

ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و … استفاده می شود!

خودپرداز :

دستگاهی است که همیشه خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد ۹۷/۴۵ درصد اوقات خراب است !

اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری یهو میبینی کارتت رو قورت داد !

شناسنامه یا کارت ملی :

دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند !

اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان

شناسنامه بدی کارت ملی میخوان

جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامه میخوان

گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟

کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟

هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو … !!!؟

ایرانسل :

خط تلفنی است جهت ایجاد مزاحمت و سر به سر دوست و آشنا گذاشتن !

برای کلاه برداران بسیار کاربرد دارد !

برای چخوس (Chokhos = زید) بازان بسیار بسیار کاربرد دارد !

از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم ! :

تابلویی که در همه جا نصب شده، جهت خنده و عوض کردن روحیه ی مردم !

35100408399
12-01-07, 05:02
سلام،خیلی باحال بود.ممنون

31190400062
12-01-08, 12:30
ي بلوغ مبهم تبدار
اي فراخ جاري انگشتر و سيگار
اي ستيغ پچ پچ پسكوچه هاي ساكت و نمدار
آنك اي محبوب دلخواهم
بنده اين جا، اين طرف ، پهلوي درگاهم
و تو را من چشم در راهم«1»
***
من در اين گرما كه آدم مي زند گه گه
توي آن له له
هيچ گاه اصلاّ نمي خواهم كه مثل بعضي آدم ها
توي بنز شيك كولردار بنشينم
مرد مردانه
و بيايم كله ظهري در خانه
و گذارم دست را بر بوق ممتدش
تا كه هر كس بشنود، زير لبي گويد:
« لعنت حق بر پدر جدش »
***
بنده از دريا كنار و جنگل و كوه و كمر بيزار مي باشد
وقتي آنجا پاي آدم مي شود از جزر و مد آب دريا خيس
پس چرا بايد رود آنجا، مگر بيمار مي باشد ؟!
****
من ندارم هيچ اصلاّ جانب سد و درخت و قايقش ميلي
و پكر مي باشم از اين چيزها خيلي
مثل مجنون در فراق خانمش ليلي !
چون ندارد هيچ لطفي جز خنك بازي
- و نمي باشد به جان عمه ام اين حرفها،
پشت هم اندازي-
و چنين كاري - به سد رفتن - اصولاّ از جهاتي
كار عقلاني نمي باشد
و چرا آدم رود جايي كه از سوراخهاي آن به آدم آب
مي پاشد ؟!
***
گر تو هم مانند من بيزاري از درياچه و از جزر و از مدش
و پكر از بنزي و از بوق ممتدش
و نداري هيچ ميلي جانب كوه و كنار و چشمه و سدش
پس بزن قدش !

31190400062
12-01-08, 12:31
مي رود از هر طرف رقصان و با لنگر گدا
از دو سويت مي رود، اين ور گدا، آن ور گدا!
گر دهي كمتر زده تومان حسابت مي رسد
مي كند گردن كلفتي، مي كشد خنجر گدا!
با صداي دلخراشش ضجه مويه مي كند
راستي در ضجه مويه مي كند محشر گدا!
لعن و نفرين مي كند گر قلب او را بشكني
مي كند محرومت از سرچشمة كوثر گدا!
بر تو مي چسبد مثال مرد مومن بر ضريح
گر بگويي من ندارم، كي كند باور گدا؟!
هست دايم باخبر از قيمت ارز و طلا
داند از هر شخص ديگر نرخ را بهتر گدا!
گر روي در خانه اش،‌ اطراف شمران يا ونك
دست كم دارد سه تا منشي، دو تا نوكر گدا!
در صف بنزين اگر با او بد اخلاقي كني
مي كند لاستيك ماشين ترا پنچر گدا!
گر گدايان را براي پول در يك صف كني
صف كشد از شرق ري تا غرب بابلسر گدا!
بهر خارانيدن ران چون بري دستي به جيب
با هياهو مي رسند از راه، يك لشكر گدا!
خودكفا شد از گدا اين شهر و من دارم يقين
مي شود تا سال ديگر

26100605801
12-01-09, 03:45
ای خدا "ویندوز" دل را باز کن


یک "پرینت" از رحـمتت آغاز کـن





"آپشن" غــم را خدایا مــکن


فایل اشکم را خـدایا "ران" مکن





نام تو "پسوورد" درهای بهشت


آدرس "ایمیل" سایت سرنوشت





ای خدا حــرف دلم با کی زنم


"هلپ" میخواهم که "اف 1" مــیزنم

26100605801
12-01-09, 03:58
شعر طنز مادر شوهر

در زخم زبان ، فوق تخصص دارد

یکریز ، کنایه بر سرت می بارد

او جز خود احمقش ، کسی دیگر را

یک آدم ساده هم نمی پندارد

انگار که از دماغ فیل افتاده است

یا از شکم کروکودیل افتاده است

اما ورم قوزک پایش گوید

از روی درخت نارگیل افتاده است.

او از همه شکوه و شکایت دارد

از دست خودش فقط رضایت دارد

در گوشه خانه می نشیند تنها

چون جغد به تک نشینی عادت دارد

64295904029
12-01-10, 12:34
يه روز يه پسر انگليسي مياد با طعنه به يك پسر ايراني ميگه: چرا خانوماتون نميتونن با مردا دست بدن يا لمسشون كنن؟؟ يعني مرداي ايراني اينقدر شهوت پرستن كه نميتونن خودشون رو تحمل كنن؟؟

پسر ايراني لبخندي ميزنه و ميگه: ملكه انگلستان ميتونه با هر مردي دست بده؟و هر مردي ملكه انگلستانو لمس كنه؟!
پسره انگليسي با عصبانيت ميگه:نه! مگه فرد عاديه؟؟؟فقط افراد خاصي ميتون با ايشون در رابطه باشن!!!
پسر ايراني ميگه:خب خانوماي ما همه ملكه هستن...!!!

64295904029
12-01-10, 11:36
نظر یادتون نره دوستان گلم

دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا = گروه لیان شان پو
دانشجوی پزشکی : به خاطر یک مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایکوت
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تسویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : کاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دکترا : دیدار در استانبول

31190400062
12-01-11, 01:18
دختری با مادرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب

گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم

سن من از 26 افزون شده دل میان سینه غرق خون شده

هیچکس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته

مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت

دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن

گفت دختر:مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من

گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بریک پسر مغزیابو خورده ام یا مغز خر؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعید و یاسر و ایضا ً صفر

با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا

یک سری ، هم صحبت یاسر شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله

بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود

بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم

بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو

گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر

خاک عالم بر سرت، خیلی بدیhttp://forum.ulc.ir/images/smilies/302.gif واقعا ً که پوز مادر را زدیhttp://forum.ulc.ir/images/smilies/47.gif

41195824310
12-01-11, 01:39
مرسی

64295900541
12-01-12, 02:12
جالب بود.

26100606801
12-01-13, 03:52
Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی.

MissCall
دختر نا بالغ را گویند.

Freezer
حرف مفت

Suspicious
به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است.

Johnny Depp
قاتل افسرده

Acer
ای آقا!

Welcome
دهن لق

Manual
من و بقیه

Accessible
عکس سیبیل

Refer
فر کردن مجدد مو

See you later
لات تر به نظر میای!

Good Setting
آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک – کردار نیک -پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker
مرتیکه لاکردار!

Above Border
فرامرز

Insecure
این سه نابینا

Business
اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى.

Legendary
ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem
صاحب دستگاه

Velocity
شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable
بفرمایید سر میز

Long time no see
دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge
شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است.

Categorize
نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود.

Jesus
در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند.

Hairkul
آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate
دروازه دولاب

UNESCO
یونس کجاست؟

Finland
سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All
دم همتون گرم

Latino
لات بازی ممنوع

Godzilla
خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog
ساوجبلاغ

Betamethasone
منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج

34191204180
12-01-14, 04:30
اینجا ایرانه دیگه باید یه فرقی با جاهای دیگه داشته باشه!

64295900222
12-01-14, 04:50
دوست عزیز این طنز نبود واقعیت تلخ بود.

41195839670
12-01-14, 08:38
اولهاش فرق داره ولی
آخراش همش شبیه همه

64295900541
12-01-15, 12:44
خیلی زیبا بود. واقعا که دستتت طلا.

64295902319
12-01-15, 12:59
خیلی باحال بودن

51195400991
12-01-16, 05:53
خدایا به پیتو به بشکه قسم
به زنجیر چرخ درشکه قسم
به گلرنگ و ریکا و تاژ و گلی
به ماله، به فرقون، به استامبولی
به بیکار و بیپول و بیاسکناس
که از جیب خود میکند اختلاس
به چرتی که شلوارِ شُل میزند
شپش توي جیبش دهل میزند
خدایا به آبی و قرمز قسم
به اصلاً، به عمراً، به هرگز قسم
به نعل و به چکش، به دیوار و در
به عمري که شد در نوشتن هدر
مدد کن فیوز کسی ن  پرد
خر لنگ ما هم ز پل بگذرد
در این دهر نامرد گردنکلفت
بیفد به چنگم دوتا گوش مفت
زنم هرچه جیغ است و فریاد و داد
کسی نیز عین خیالش مباد!

35100411157
12-01-17, 12:15
هد بدک نبود

41195807476
12-01-18, 08:34
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است که p از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و p بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

26100606801
12-01-18, 08:48
فرهنگ لغت
هشتگرد : ۵



قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود !



وایمکس : درنگ چرا ؟!

البرز: عربها به « پرز » گویند !



چرا عاقل کند کاری‌ :‌ یک ضرب المثل شیرازی !



شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد !



هردمبیل : جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود !



مختلف : مرگ مغزی !



توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن !



یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ ها !



غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای !



پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد !



اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن !



نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت !



تهرانی : تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه !



قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده !



زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد !



کاشمری : در آرزوی ازدواج !



ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد !



خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است !



خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر !



مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند !



خلوص : خروس خونه ی علی دایی اینا !




کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری : کریم اونجارو نگا !



ﮐﻮﺭﺗﺎﮊ : پوﺩﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﻳی تاژ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎﻳﺎﻥ !



ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ : ﻧﻠﺴﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ !



ﺷﻬﺎﺏ ﺣﺴﻴﻨی: ﺷﻬﺎﺑی ﻛﻪ ﺷﺒﻬﺎی ﻣﺤﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ !



ﻫﻮﺍﮐﺶ : ﻓﺤﺶ ﻧﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ( هوا )



ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ !

26100606801
12-01-18, 08:54
طنز ایرانی
یک عدد نان سنگک، از دوره ی دویست تومانی، در فریزر مانده، کاملا سالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می شود. قیمت پایه ۳۰۰ تومان


##############


کارشناس: و لذا شاهد هستیم که کاهش افزایش پیدا کرده مجری تلویزیون: ؟؟؟؟!!! منظورتون این هست که کمتر شده؟ کارشناس: یعنی بیشتر کم شده مجری: یعنی با کاهش رو به رو هستیم؟ کارشناس: نرخ کاهش افزایش یافته مجری: … بله … ادامه بدیم …



##############


الناز توی فیسبوکش نوشت: امرو نشستم تو تاکسی مرده گفت میشه با تلفنتون یه زنگ بزنم من اون لحظه خیلی به نظر زرنگ اومدم از نظر خودم که گفتم بگید شماره تونو بگیرم گفت ، گرفتم موبایل خودش زنگ خورد پیاده شد دود از کله ی ابلهم بلند شد به راننده گفتم ما چقد ساده ایم به قرآن راننده هه گفت : نخیر خانوم شما ساده ای ما نیستیم



#############


بعله یارو با شلوار جین پاره و موهای فشن و خواهر و مادر خفن تر از خودش اومده خواستگاری خواهرم، میگه من می خوام همسر آیندم چادری باشه



##############

پونصد تومان بهش دادم فالمو میگیره میگه آینده تاریکی در پیش داری! میگم جدی میگی؟؟؟ میگه یه هزاری بده شاید یه روشنایی پیدا شه



##############

میری رستوران بین راهی دستشویی، میای بیرون یه نفر دنبالت میدوئه که آقا پولش!!! میگی آخه آقا جان این دستشویی هم کثیفه، هم چاهش گرفته، هم صابون نداره!!! یارو چنان داد و فریاد میکنه انگار دزد گرفته!!! آخر مجبور میشی پول رو بدی



##############



قبل از ١٢ بخوابیم میگن مرغی، بعد از ١٢ بخوابیم میگن جغدی، رأس ١٢ بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت… چه غلطی کنیم بالاخره؟



##############



طرف با هزار بدبختی از خورد و خوراک زن و بچش زده پنجاه تومن جور کرده سر عقد بده به بچه برادرش اونوقت فامیلای دختره میخونن چرا بیشتر ندادی ؟ چرا ویلا ندادی ؟



##############



بچه هه تا دیروز واسه باباش چشم-چشم-دو ابرو میکشید ، امروز شاخ و شونه میکشه



##############



تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از ۵ نفر آدم تو ماشین ۴ نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود

51195400991
12-01-18, 11:28
Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی

MissCall
دختر نا بالغ را گویند

Freezer
حرف مفت

Suspicious
به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است

Johnny Depp
قاتل افسرده

Acer
ای آقا!

Welcome
دهن لق

Manual
من و بقیه

Accessible
عکس سیبیل

Refer
فر کردن مجدد مو

See you later
لات تر به نظر میای!

Good Setting
آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker
مرتیکه لاکردار!

Above Border
فرامرز

Insecure
این سه نابینا

Business
اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى

Legendary
ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem
صاحب دستگاه

Velocity
شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable
بفرمایید سر میز

Long time no see
دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge
شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است

Categorize
نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

Jesus
در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند

Hairkul
آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate
دروازه دولاب

UNESCO
یونس کجاست؟

Finland
سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All
دم همتون گرم

Latino
لات بازی ممنوع

Godzilla
خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog
ساوجبلاغ

Betamethasone
منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج

26100607015
12-01-19, 04:18
1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26. بادکنک بچه ها رو بترکونين

27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49 چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50. ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

:loudlaff:

frm64100206
12-01-19, 04:25
خیلللللللللللی نامردیه ولی من انجامش میدم

42191004093
12-01-19, 10:37
ارو زبونش می‌گرفته،

میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه:

دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه: والا ما

تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه: بابا دیب،

دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه،

می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد می پرسه: چی

می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه: دیب!

رئیس می پرسه: دیب دیگه

چیه؟

یارو می گه: بابا دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه:

تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه: آره بابا.

خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه،

نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه

میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.

فکر کنم بفهمه

این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی

مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع

برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو

میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!

کارمنده می گه: دیب؟

یارو: آره.

کارمنه می گه: که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو میگه: آره،

همونه.

کارمند میگه: داریم! چطور

نفهمیدن تو چی می خوای!؟

همه خیلی خوشحال شدن که

بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی

یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون

کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه

چیه؟

می گه: بابا همون که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و می

گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟

کارمنده می گه: تموم شد.

آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

.

.

.

*دلم خنک شد، آخر نفهمیدین دیب چیه*

41195811241
12-01-19, 10:40
دستت درد نکنه

42191004093
12-01-19, 10:43
قابلی نداره....

51190401932
12-01-20, 12:18
به نام خدا

« پا به پا شد دَر رَوَد »

درتـصـادُف، کشـتـه شُـد یک نیمه شب

کـارمـنـدی بـا «پــرایـدی»بی ســبـب

ازقـضا فــا لوده اش دنـدان شـکـست

دســت ودنـده اســتخـوانِ رانِ شکـست

پــرت شــد بـیچـاره چـون بی اخـتـیا ر

از کــمـر بـشکــسـت و تـاشد چون خیا ر

زد بـچــا کِ جــاده و رفــت از جــهــا ن

بــیـــنوایِ کـــم حـــقــــوقِ نــا تــــوا ن

بــعــدِ کــفـن و دفــنِ او،بی ریب و شک

تــویِ دهــلــیـــزی بــدونِ یــک تُـشک

بــــَرروالِ خــا ص،شـد پـیشـش مَـلَک

«بــــا مـدادوکـاغــذ وچـوب وفَـــلَک»

چـشـمهــایِ بـسـته اش شـد بـا زِبـا ز

گــردَنـش ازتــرسِ مهـتــرشــد دراز

گفت قـطعا این«نکــیرومُــنکر»است

ازپـدربشنیده ام گــوشش«کــَر»است

پــابــه پــا،شـد دَررَوَد،قُــنداق بــود

جــایِ اوتــنگ وتــنِ او چــا ق بــود

اَشک از چشمش روان شد مثلِ رود

شــد بُــرون ا ز کـلِّه ا ش ازترس دود

ازســکـوت وقـــطـعِ بـــرقِ خــا نــه ا ش

پـــای لــرزان،خــیــس شــد کا شـا نــه ا ش

گـفــت بــا آن بـیــنوا«مـنــکَر»بـه خـَشــم

«آنچـه می پُــرســـم،بگـوآقــا،بـه چَــشـم»

گــفـت شُـــغــلت چــیــست؟گــفـتش کارمند

ســا کـنِ شـــــیــــرازم واَهــــــــلِ ســهـنـد

گــفـت چــنـد آوردی ازاَ قــوا مِ «خود»؟

ازسهامِ«نــقدی»و«ما ش»و«نُخود»؟

گـفـت بــا خـود، گـــرسـخـن گــویـم دُ رُست

مــی کَــنَــد پـــوسـتِ مـرا روزِ نُــخــســـت

مــی زَنـــَد اُردَنـــگــیَـــم ازرویِ خَــشــــــم

مــی پَـــرَدبــرقِ سـه فــا زم از دو چـــشــم

خـــا لـی بـــنــدی بـهــتــریــن تـمهـیـد وراه

دیـــر جــنــبـَم می فــرسـتــنــدَ م بـــه چــاه

گــفـتــش آقــــــا،بــــنــده هستم پــــولـــدا ر

صــــــاحــبِ بــاغ و زمـیـنِ بــیــشــمــــا ر

خــــانــــه دارم بـــا د واِســتـــخــرِ بُــزُرگ

پــا سِـــبـا نـَش هست مــردی مِـثــلِ گُـــرگ

مــا هــیـانــه می رســد صــــدهـــا هـــــزار

ازفـــروشِ«اَنــبـه»و«مــ ــوز»و«اَنــــار»

هــمسَــرَم بـــــا مــا د روبـــا خــواهــــــــرَش

بــا د وفـــرزنـــدِ نَــرو،شــــش دخــــتــرش

بـــا هــواپــیــمــایِ شَــخــصـی می پَـــرَنــد

از«پِـکَـن» کـالایِ خــود را مـی خَـــــرَنـــد

گــفــت «مـنـکَر»ایـن هــمــه پُــزدَرمکــن

بـــیخــودی،خــود بــا دروغَــت«خـر»مکن

زود پـیـش آی و، بــروســویِ «بــهـشت»

نـــا مــه اَش داد و، د رونِ آن نــوشــت

حـــامـلِ نــامـه کـه بــَـد می مــا له خِـشـت

زنــــــد گـیِ او ســـراپــــا بـــوده زشـــــت

کـــارمـــنــدی بـــوده قــــانــع،زن ذلـــیـل

در جـــهــنـَّم زنـــده بـــوده بی د لـــیـــل

هـمچـو خــــر، درجـــا قـــد م رو می زده

ایـــن خـــــری بــــوده که سگ دو می زده

از هـــمــا ن اول کــــه در گـــودَ ک فــــتا د

مُــــرده بــود ودر جـــهــنـــم پــا نــهــا د

مـُزدِ کارَش بـــوده «دَه»خـرجَش«هزار»

روزهــــا یــش تـــیـــره تـر از شا مِ تـا ر

لِـــه شـــده بـــد بــخـــت زیـــرِ با رِ خرج

مـــثــلِ گِـــل وارفـــتـه زیــرِ کا ر وبَــرج

داســـتــا نـش قــصّـۀ گا واســت و یـوغ

زیـنجـهـت ایـــن جــا بسی گـوید دروغ

تـــویِ دوزخ بــــوده د ر دُ نـیایِ خـود

نـــیـــشــــها خــورده زِهــمـتا هایِ خود

جـــایِ آ ن عــفــریــته ای کـــه داشــتـه

در دِ لَـــش زَقّـــومِ غـــم مــی کــا شــته

روز وشـــب ســیـخـش کشــیده بی دریغ

برســکوتــش کـــوفــتــــه بَس طبلِ جیغ

حــا لـیا د ر جـــنَّـتـش مــــا وا دهــــیــد

زیــــرِ سِـــد ره جــــنــبِ طـــو با جا دهـید

چــــنــد تـــا حـــوری وغِــلمـا نــش دهید

زود تــر دســــتـورِ د رمـــا نــش دهــــیـد

شاعر:هوشنگ شاهنده

51190401932
12-01-20, 12:31
«آرزویِ امسالِ ما»

می شـودامسال آیا،فــکـرِارزانی کنیم؟


جـیب خالی را سَـاپُرتِ تکۀ نانی کـنیم؟

یک دوکیلوگوشت،آن هم تازه وبی استخوان

ظهروشب بابچّه هایِ خویش بریانی کنیم؟

می شـودآیـاکسی مــارابگـرددمـیـزبـان؟

یاکه مـافـامـیـلِ خود رانیزمهمانی کنیم؟

می شـودآیاکه ما،مانـندمـسـؤلانِ شهر؟

رفـته درپشتِ تریـبون وسخـنرانی کنیم؟

باخیالِ راحت آیامی شود شـب تاسحـر؟

بی هراس از پاسبان،ماهم غزلخوانی کنیم؟

کاش می شداین دلِ بیرحم ومغزِپوکِ خود

بی ریـا و د ورازافـکـارِ شــیطانی کنـیم

می شودیک لحظه ای هـم از قدیم وسینما

یادی از«هِـنگامه»و«شهناز»و تهرانی کنیم؟

چونکه دیگرنیست فـردی فکرِ مابیچاره ها

د سـت بردامانِ آن،غـولِ بـیابانی کـنـیـم

زیـرۀ کرمـان ندارد قُـرب، بـراَهـلِ قــَلَم

لاجرم ما،یادی ازخواجویِ کرمانی کنیم

تانبـیـنَد بَدزِچـشمِ مُفـسـدا ن «شاهنده» باز

بـهـتـراست اشعارِاوبا «نقد» درما نی کنیم

هوشنگ شاهنده

26181000117
12-01-20, 04:03
http://www.taknaz.ir/user_files/L132178245983.jpg

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.

پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»

پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»

پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»

پیرمرد دوم: «پروانه؟»

پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

26100604244
12-01-20, 06:20
2

یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.این مرکزپنج طبقه داشت و هرچه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشترمیشد؛اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند،باید حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار میتواند از اینمرکز استفاده کند.روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تاشوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.در اولین طبقه بر روی در نوشته بود:این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.دختری که تابلو را خوانده بود گفت:خب،بهتر از کارنداشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند ؟پس رفتند.در طبقه دوم نوشته بود:این مردان شغلی با حقوق زیاد ،بچه های دوست داشتنیو چهره زیبا دارند.دختر گفت:هووووم!طبقه بالاتر چه جوریه...؟طبقه سوم:این مردان شغلی با حقوق زیاد ،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند و در کارِ خانه هم کمک می کنند.دختر:وای ...،چقدر وسوسه انگیز،ولی بریم بالاتر؛و دوباره رفتند.طبقه چهارم:این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند.دارای چهره اي زیباهستند،همچنین در کارِ خانه کمک می کنند و هدف های عالی در زندگی دارند.آن دو واقعابه وجد آمده بودند.دختر:وای چقدر خوب.پس چه چیزی ممکنه طبقه آخر باشه!آنها گریهکردند.پس به طبقه پنجم رفتند،آنجا نوشته بود:این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند.از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی برای شماآرزومندیم .

3

مرد هدیه ای که چند لحظه پیش از دختر گرفته بود را محکم به سینه اش چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد . به صرافت افتاده بود ، این یادگاری را برای همیشه نگهداری کند . ولی از حواس پرتی و شلختگی خودش می ترسید . توی مسیر همش به این فکر می کرد که چگونه از این هدیه ارزشمند مراقبت کند . فکری به ذهنش رسید . وارد خانه که شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت ( تقدیم به همسر عزیزم ) همسرش تا آخر عمر ، آن هدیه را مثل تکه ای از بدن خودش مواظبت می کرد.

26100604244
12-01-20, 06:31
بعضی از ادعا های خانوم های کم توقع ( طنز )

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر كم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلكرده باشی، فقط به خاطر این است كه بتوانی خیال كنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است كه همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است كه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم كه نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟!


اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!

و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است

26100604244
12-01-20, 06:33
قابل توجه خانما بازی با اعصاب شوهر ( طنز )



--------------------------------------------------------------------------------

دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !

. غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !

. هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!

. هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !

. هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد !

. دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد !

. اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد !

. هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!

. هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته !

. هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

. از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

. هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !

و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ،با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد

26100604244
12-01-20, 06:35
بیا تا ما بگردیم یار و غمخوار
بیا تا دور یکدیگر بچرخیم
تو نقطه باش و من مانند پرگار!

نوشتم یادگاری روی جامیز
به روز هیجدهم از فصل پاییز
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
که صابون رفاقت ها شده لیز!

نوشتم یادگاری روی وایت برد
چرا شیشه ی چشمم را کنی خرد
بیا تا دوست یکدیگر بمانیم
برای مهربانی می شود مُرد!

نوشتم یادگاری در کتابت
بِکَن آن را بزن توی اتاقت
بیا تا دستمال تو بگردم
مرتب پاک کن با من دماغت!

نوشتم یادگاری توی دفتر
تلسکوپت منم، تویی چو اختر
بیا ای کشک ساییده ی اعلا
اگر من بد کنم مکن تو بدتر!

26100604244
12-01-20, 06:42
مطلب طنز در مور خانم ها


تجزیه و تحلیل شیمیایی زن

عنصر: زن
علامت: Wo
کاشف: آدم ابولبشر
جرم اتمی: به طور متوسط 53،6 کیلوگرم، اما از 40 تا 200 کیلوگرم متغیر است
فراوانی: به میزان زیاد در شهرها پراکنده اند




خصوصیات فیزیکی:

سطح خارجی آن معمولاً پوشیده از رنگ، سرخاب و سفیداب است.
بدون هیچ دلیل مشخصی جوش می آورد یا یخ می زند.
با انجام عملیات خاص بر روی آن ذوب می شود.
اگر نادرست استفاده شود تلخ و جگرسوز می شود.
به صورت های مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولی یافت می شود.

خصوصیات شیمیایی:

کشش و گرایش بسیار زیادی به طلا، نقره، و سنگ های قیمتی دارد.
اجسام و اشیاء قیمتی و گرانبها را به خود جذب می کند.
بدون هیچ دلیل مشخص و بدون هشدار قبلی، ناگهان منفجر می شود.
در مایعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعالیت آن به طرز شگرفی افزایش پیدا می کند.
یکی از قوی ترین عوامل کاهنده پول مردان به شما می رود.

استفاده های عمومی:

کاملاً تزئینی، به ویژه در ماشین های اسپرت.
مفید برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش
وسیله شستشو بسیار مؤثر و قوی

آزمایشات:

نوع خالص آن اگر به صورت طبیعی مشاهده شود، قرمز می شود.
وقتی در کنار نمونه برتر خود قرار می گیرد، به رنگ سبز درمی آید.

خطرات:

بسیار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه
داشتن بیش از یکی آن غیرقانونی است، اما می توان چند نوع از آنها را در جاهای مختلف برای خود نگهداری کرد تا زمانیکه این موجودات با هم برخوردی نداشته و از وجود هم بی خبر باشند.

26100604244
12-01-20, 06:46
بیکاری و انواع آن (متن طنز )





برخلاف تصور عموم ، لفظ بيكار صرفا به معناي داشتن يا نداشتن كار نيست. در واقع می توان گفت بیکار کسی است که حداقل یکی از شرایط زیر را داشته باشد:


بیکار ورزشی

پیگیر آخرین اخبار مربوط به نقل و انتقال بازیکنان

پرکردن انواع برگه های پیش بینی نتایج بازیهاي بوندسلیگا، کالچیو، لالیگا، ليگ برتر و...

حضور در استادیوم برای تماشای تمرین تیم استیل آذین


بیکار مناسبتی

حضور در انواع مجالس ختم اعم از موارد مربوط یا نامربوط

حضور در انواع مجالس شادی و کمک به پذیرایی

حضور در انواع مجالس سخنرانی و یادداشت برداری از گفته های سخنران


بیکار مشاوره ای

ارائه آخرین جملات قصار، ضرب المثل و اس ام اس راجع به بی وفایی دخترها و لزوم عدم اعتماد به اونا

تشریح ادله مختلف راجع به فواید مجردی (کاپ جهانی این رشته به خودم میرسه!!!!!)

بيان جملات قصار راجع به مرام و معرفت و گلايه از زخم نارفيق

گير دادن به ملت مجرد و راهنمايي زوري در جهت موفقيت در امر ازدواج و...


بیکار سیاسی

مطلع از جزئيات خبرهای مربوط به جدایی سارکوزی و همسرش

مطلع از زندگي نامه و اسامي تك تك نامزدهاي چگوارا

پيگيري لحظه به لحظه افاضات محمدرضا خاتمي و.....

چك كردن لحظه به لحظه سايت تابناك!!!!!!!!!!!!



بيكار عشقي

گرفتن فال حافظ با اين نيت كه آيابه فرد مورد نظر مي رسم يا نه؟!

نوشتن اشعارعاشقانه با خودكار بيك و پر رنگ كردن كلمات كليدي. (گاهي با گرفتن 2 خودكار موازي در دست و با حس خود- ميرعماد بيني همراه مي شود.)

جمع آوري و جداكردن عكسهايي مشابه با معشوق خيالي از روزنامه ها و سايتها و نوشتن اشعار عاشقانه با غلطهاي فاحش املايي در زير هر عكس

هک کردن درخت از طریق حک کردن نام معشوق خیالی بر روی تنه درخت

دفاع بي مورد از سركار عليه در موارد مختلف!!!!!!!!!!!

بیکار محاسباتی

تلاش در جهت محاسبه عدد پی تا آخرین اعشار

تلاش در جهت محاسبه وزن اینترنت

تلاش در جهت محاسبه و شمارش پول دريافتي ازدستگاه خودپرداز و كسب اطمينان از اينكه دستگاه، هزارتومن از پولش را نخورده باشد


بيكار وبلاگی

سرزدن به انواع و اقسام وبلاگها و چك كردن اسامي كامنت گذاران هر وبلاگ

ارسال پیام خصوصی برای خود!

سر زدن ثانيه اي به وبگذربراي شمارش بازديدهاي جديد




بیکار دانشگاهی

حضور در بوفه در تمام ساعات اداری و غیر اداری

کنجکاوی در کتابخانه برای اینکه ببیند هر کتاب قبلا توسط چه کسانی امانت گرفته شده است

سر زدن به تمام اتاقهای خوابگاه و درد دل و صرف چای و شام مفتی با همه خوابگاهیها.

26100604244
12-01-20, 06:58
غزلی به نام: فریاد عشق

فریاد عشق



زبانم را نمی فهمی ، غریبه دوستت دارم

الهی شور عشقم را ، زچشمان تو بردارم

الهی قلب سنگ تو ، همیشه کعبه ام باشد

طوافت میکنم هر شب ، هوس ها در سرم دارم

حرم آغوش تو امشب ، دخیل عشق سهم من

بخواهی یا نخواهی تو ، شدی آقای اشعارم

و در تاریخ دین من ، تویی آن حضرت عاشق

که در شب های قدر من ، شدی مولای اسرارم

به قلب من نفس دادی ، مسیحی می شوم ، باشد

تو عیسی می شوی ، من هم تنی زخمی و بیمارم

شب چشمان تو یلداست ، تو محشر می کنی آخر

و تا صبح قیامت هم ، بخواهی باز بیدارم

خیانت در امانت را ، اگرچه تجربه کردم

دوباره بر سرم زد که ، دلم را به تو بسپارم

من از شرم حضور تو ، خجالت می کشم انگار

به روی خاک پاهایت ، که قطره قطره می بارم

نمی دانم دلیلش را ، که پابند توام ... اما

زبانم بند می آید ، بگویم دوستت دارم

غزل نذر نگاه تو ، گره از مشت من وا کن

که تا در دست تو امشب ، دوباره دست بگذارم

جسارت کرده ام ، بگذر ، که من تا آخر عمرم

تمام شعرهایم را ، به عشق تو بدهکارم

26100604244
12-01-20, 07:10
کل کل دوتا شاعر در مورد دختر و پسر!!!!! (دخترا و پسرا نظر یادتون نره)


به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید

پاسخ دندان شکن
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !

26100604244
12-01-20, 07:11
کتاب های درسی دختر ها و پسر ها (طنز)

رياضي پسران: 2+2 مساوي است با 4. فوق‌فوقش 5.
رياضي دختران: 2 تا گل داريم 2 تا گل ديگه هم مي‌ذاريم كنارش كه به مامانمون هديه بديم؛ مجموعا ميشه يه دسته گل.

جغرافي پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگيريم، شمال در پيش‌رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.
جغرافي دختران: اگر قادر به تشخيص دست راست و چپ خود باشيم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزير آموزش‌و‌پرورش را كه بارها اعلام كرده از ازدواج دانش‌آموزان دختر استقبال مي‌كند، شاد كنيم.

ادبيات پسران: درس «حسنك وزير» از تاريخ بيهقي...
ادبيات دختران: درس «مرضيه وزير» از تاريخ ...

انگليسي پسران:
I want to go to the garden with my friends
انگليسي دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband

تاريخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشكركشي‌ها كه دولت وعده‌اش را داده(: يوناني‌ها به سركردگي يك يارويي حدود دو هزار سال پيش به ايران حمله كردند و عده‌اي از مردم را كشتند و يك سلسله‌اي را منقرض كردند اما پس از اندكي خودشان هم رفتند وردست بابايشان.
تاريخ دختران (پس از اصلاحات مذكور): يوناني‌ها يك زماني به ايران آمدند و سعي كردند به‌جاي خورشت پلو بادمجون غذاي پلاخورشتوس يوناني را كه اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهيه خورشت پلوبادمجون به شرح زير است...

فلسفه پسران: سقراط فيلسوفي يوناني بود كه پيوسته در طلب حق بود و لقب شهيد راه حقيقت گرفت.
فلسفه دختران: زن سقراط پيوسته در تعقيب شهيد راه حقيقت بود و دمار از روزگار او درآورد.

فيزيك نور پسران: در انعكاس يك تصوير در آينه بين فاصله كانوني آينه(f) و فاصله جسم از آينه(p) و فاصله تصوير از آينه (q) رابطه وجود دارد.
فيزيك نور دختران: در انعكاس تصوير در آينه هميشه بين نجابت، زيبايي و شوهرداري بايد نسبت وجود داشته باشد.

26100604244
12-01-20, 07:15
چند توصیه به دخترها ............طنز

۱) يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه

2) ناز و کزشمه رو بذاريد كنار.

3) در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه

مي رنجم.

4) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن

لطيفتون كج مي‌شه.

7) پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل

هستن...!



10) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و

ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش

سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم

هستيم.

13) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد

كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14) تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در

حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15) بالاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه

اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و

جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه

26100604244
12-01-20, 07:17
ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:

اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.

اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.

اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم؛ شماره 6 را فشار دهید.

اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم؛ شماره 7 را فشار دهید.

اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.

اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید.

اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید،
بگویید، ما داریم گوش می کنیم ...

51195401689
12-01-20, 07:38
جالب بود

26181001504
12-01-21, 11:01
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من، می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو
بیرونم کرد
مگسی را کشتم!...

شعری از حسین پناهی

41195811221
12-01-22, 12:48
دخترها

توی ماهیتابه روغن میریزن

اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن

تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن

چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن

پسرها

توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن

توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن

ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن

توی ماهیتابه روغن میریزن

توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن

چند تا فحش میدن

دنبال كبریت میگردن

با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره

ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!

ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن

تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن

چند تا فحش میدن و لباس میپوشن

میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن

تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن

روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن

تخم مرغها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن

دنبال نمكدون میگردن

نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن

دنبال كیسهء نمك میگردن و بلاخره پیداش میكنن

نمكدون رو پر از نمك میكنن

صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون

نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن

بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه

چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن

توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن

صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون

سریع برمیگردن توی آشپزخونه

تخم مرغهایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن

ماهیتابه رو میندازن توی سینك

دنبال ظرفهای مسی میگردن

قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن

یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن

چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن

یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه

روی باقیماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن

چند تا فحش میدن و بلند میشن

نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن

قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن

چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن

با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن

پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن

نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن

51190401932
12-01-25, 12:43
این شعر در وصف اوضاع پوشش مردم جامعه است دیدم جالبه گفتم بذارمش شماهم مثل من مستفیض شوید. البته در اینجا درمورد دخترکی گفته شده است اما این چیزها فقط درمورد خانمها نیست لباس آقایون هم کم از خانمها نمیاره. امیدوارم روزی برسه که آدما بدنبال ساده زیستی باشند تا مدهای عجیب و غریب و قبیح

روزی به رهی دخترکی بود خفن
چون کبک ِ خرامان قدمی روی چمن

صد جور مکمل به رخش مالیده
از عزت ِ نفس ، سر به سما ساییده

یک مانتو به تن داشت چه گویم از آن
از چهار طرف کوته و تنگ و چسبان

بر روی سرش روسری ای بود ، عجب
طولش به گمانم نرسد نیم وجب !

شلوارک برمودایی هم بر پا داشت
آنجا که نباید بشود ، پیدا داشت

آهسته به او گفتمش ای یار عزیز
ای دختر ِ خوب و پاک و محجوب و تمیز

این چیست به تن کرده ای و نیست لباس
آراستگی یه چیز و مد چیز ِ جداس

با عشوه بگفت پاسخم اوبا این حرف
"اصلاح نموده ام ز الگو ، مصرف"

گر نیت صرفه جویی داری ای زن
اصلا نکن این لباس را هم بر تن

frm41100321
12-01-25, 12:48
خیلی خوب بود مرسی.

64295905312
12-01-25, 12:49
سعید نوری از جمله باذوق‌ترین شعرای طنزسرای عرصه شعر و ادبیات کشورمان است. مهم‌ترین ویژگی نوری خط قرمز‌گریزی‌ اوست.

اشعار سعید نوری تیزی و برندگی خاصی در عین شیرینی دارند مخصوصا که او آنچنان در قید و بند سانسور نوشته‌هایش نیست و بی‌پروا می‌نویسد.

شعر زیر با عنوان «وصیت‌نامه» از اوست:


یادتان باشد اگر مردم عزاداری کنید
بر سر و صورت بکوبید و خودآزاری کنید

آبرو‌ها برده‌اید از من در ایام حیات
لااقل حالا که مردم آبروداری کنید

من که می‌دانم در آن‌جاتان عروسی‌ها به پاست
لااقل در مجلس ختمم کمی زاری کنید

می‌کنم تقدیمتان متن وصیتنامه را
تا پس از اجراش احساس سبکباری کنید

اول اینکه در شب هفت و چهل هنگام شام
باید از آوردن اولاد خودداری کنید

شام ختم دوستانم هیچ تعریفی نداشت
ران و سینهٔ مرغ ما را خوب سوخاری کنید

وای اگر گردو نباشد لای خرماهای من
فکر خرما و خطیب و مسجد و قاری کنید

ثانیاً مشکی بپوشید و چهل شب ریش را
تا به زانو هم اگر آمد پرستاری کنید

از وصال تیغ و صورت ما معذب می‌شویم
فوق فوقش ریش را یک ذره ستاری کنید

ثالثاً حج و نماز و روزهٔ سی ‌سال را
باید از شخصی برای من خریداری کنید

رابعاً یک عده بازاری طلبکار منند
باید از بازاریان اعلام بیزاری کنید

البته اول بپردازید اقساط مرا
بعد از آن اعلام بی‌زاری ز بازاری کنید

خامساً از شعرهای من کسی حظی نبرد
مردم کج ذوق را در فهم آن یاری کنید

یکدگر را از چه رو جر می‌دهید‌ای دوستان؟
بر سر نعشم نباید نابهنجاری کنید

من به کل مردم ایران تعلق داشتم
پس برایم چاله‌ای مرغوب حفاری کنید

بوی گند لاشه‌ام پیچید در گوش فلک
شاعرم، برگ چغندر نیستم کاری کنید

شست‌وشوی مرده آن هم پیش چشم دیگران؟
وای اگر با نعش من این‌گونه رفتاری کنید

شیخ فضل‌الله نوری را به دار آویختید
لااقل از نوری شاعر هواداری کنید

من نمی‌خواهم خیابانی به نام من کنند
نام ما را روی سنگ قبر حجاری کنید

اعتماد کاملی دارم به زن اما شما
نشنوم با همسرم یک لحظه غم‌خواری کنید

از فشار قبر می‌ترسم سپیدی کفن
زرد گردد رنگ آن را کاش زنگاری کنید

مثل سگ می‌ترسم از کنکور تشریحی مرگ
ای نکیر و منکر شبکار عیاری کنید

مرگ در راه است‌ای دختر پسرهای جوان
قبل هرگونه تماسی صیغه‌ای جاری کنید

با زبان خون چکان داس، عزرائیل گفت:
روح را باید برای مرگ پرواری کنید

عرضمان را درز می‌گیریم با این توصیه
ملت در صحنه استکبار آزاری کنید!

64295905312
12-01-25, 12:55
شهرام شکیبا در خبرآنلاین نوشت:

عطف به حضور مؤثر دکتر میرجلال‌الدین کزازی در کافه خبر و صحبت‌هایشان در باب لزوم توجه به ادبیات فارسی و شکل انتخاب وی از کلمات و کلماتی که در عوض سایر کلمات استفاده می‌کنند و ایضاً عطف به تذکر سازنده‌شان بابت اینکه عوض «فیس بوک» اظهار کنیم:

«رخ‌نامه» فهرست ذیل از کلمات مطرح فعلی با کلماتی که مستحسن است به آنها تبدیل شوند، به محضر شریف ملت ایران تقدیم می‌گردد. [عجب فارسی نابی پاس داشتم در این پاراگراف!]

مناظره انتخاباتی: نگاهینه گزینشانه

تقریب جناحین: نزدیکی دو وره

جلسه استیضاح: همنشست خواهش به زیرکشانی

صحن علنی مجلس: آوردگاه دیدگانی همنشست

مصالح عمومی مملکت: ساختینه‌گان همگان کشور

اقدام علیه امنیت کشور: روکار به همریختینگی‌ کشور

محمدصادق محصولی: ستوده راستگوی بارآور

قوه‌قضاییه: توان داورینه

برج میلاد: راستینه زایشینه

تورم: بادکردینه

ستاد مبارزه با تورم: دورهمینه آورد بادکردینه

لوح کورش کبیر: گلینة کورش بزرگه

طرف مذاکره: اون‌وری

وقایع بعد از انتخابات: شده‌های پس از گزینش

محمدجواد لاریجانی: ستودة بخشندة نیمة راه هراز

حاج فرج دباغ: سروش

فراکسیون اکثریت مجلس: گروهینة بیشترینة همنشست

وزیر اطلاعات: دانای راز

وزیر علوم و تحقیقات: دانای دانش و پژوهینه‌ها

مطبوعات: چاپانه‌ها

اسفندیار رحیم‌مشایی: رویین‌تن بخشایندة پیاده‌روندگی

وزیر امور‌خارجه: دانای کاراهای برونی

طرح هدفمند کردن یارانه‌ها: کشکینة سرکارینه

مجلس شورا: همنشست گفتارینه‌پرسی

رئیس مجلس شورا: بالای همنشست گفتارینه‌پرسی

رأس امور: نداریم

رئیس‌جمهور: بالای مردمان

هوگو چاوز: داداش بالای مردمان

مجمع تشخیص مصلحت نظام: همنشست دریافت بایستگی راست‌بودگی

41195843278
12-01-25, 01:02
به ظاهر طنز، اما ماواي حقيقت و حقيقت انديشي بود

61100204070
12-01-25, 02:42
داداشی شعرقشنگی بوداماانگاریه جورایی به قول دوستمون طنزبود
اماخیلی قشنگ بوددستت دردنکنه

86101004993
12-01-28, 05:10
لیلی و مجنون ورژن 2012
دید مجنون دختری مست و ملنگ / در خیابان با جوانی مشـــــنگ
خوب دقت کرد در سیمای او / دید آن دختر بود لیلای او
با دلی پر درد گفت ا این چنین / حرف ها دارم بیا پیشم بشین
من شنیدم تازگی چت میکنی / با جوانی اهل تربت میکنی
نامه های عاشقانه میدهی / با ایمیل از توی خانه میدهی
عصر ها اطراف میدان ونک / می پلاسی با جوانان ونک
موی صاف خود مجعد میکنی / با رپی ها رفت و آمد میکنی
بینی خود را نمودی چون مویز / جای لطفاً نیز میگویی پلیز
خرمن مورا چرا آتش زدی / زیر ابرو را چرا آتش زدی
چشم قیس عامری روشن شده / دختری چون تو مثال زن شده
دامن چین چین گلدارت چه شد / صورت همچون گی نارت چه شد
ابروی همچون هلالت هم پرید ؟ / آن دل صاف و زلالت هم پرید ؟
قلب تو چون آینه شفاف بود / کی در آن یک ذره شین و کاف بود ؟
دیگر آن لیلای سابق نیستی / مثل سابق صاف و صادق نیستی
قبلنا عشق تو صاف ساده بود / مهر مجنون در دلت افتاده بود
تو مرا بهر خودم میخواستی / طئنه ها کگی میزدی از کاستی ؟
زهر ماری هم که گویا خورده ای / آبروی هرچه دختر برده ای
رو به مجنون کرد لیلا گفت هان / سوره یاسین درِ گوشم مخوان
تو چه داری تا شوم من چاکرت / مثل قبلنها شوم اسپانسرت
خانه داری ؟ نه , اتول ؟ نه پس بمیر / یا برو دیوانه ای دیگر بگیر
ریش و پشم تو رسیده روی ناف / هستی از عقل و درایت هم معاف
آن طرف اما جوان و خوشگل است / بچه پولدار است گرچه که ول است
او سمندی زیر پا دارد ولی ؟ تو به زحمت صاحب اسب شلی
خانه ات دشت و بیایان خداست ؟ / خانه او لااقل آن بالا هاست
با چنین اوضاع و احوالت یقین / خوشه ات یک میشود حالا ببین
او ولی با این همه پول و پله/ خوشه سه میشود سمتش یله
گر چه راحت است از درک و شعور / پول میریزد به پای من چه جور
عشق بی مایه فطیر است ای بشر / گرچه باش همچو یک قرص قمر
عاشق بی پول میخواهم چه کار ؟ / هی نگو عشم , عزیزم , زهرمار
راست میگویند تو دیوانه ای / با اصول عاشقی بیگانه ای
این همه اشعار میگویی که چه ؟ / در بیابن راه میپویی که چه ؟
بازگرد امروز سوی کوه و دشت / دوره عشاق تاریخی گذشت
تازه شیرین هم سر عقل آمده ؟ / قید فرهاد جلمبر را زده
یا همین عذرا شده شکل گوگوش / کرده از سرتانوک پایش روتوش
با جوانان رپی دم خور شده / نان وامق کاملا آجر شده
ویس هم داده به رامین این پیام / بین ما هرچه که بوده شد تمام
پس ببین مجنون شده دنیا عوض / راه تهران را نکن هرروز گز
اکس پارتی کرده مارا هوشیار / گرچه بعدش میشود آدم خمار
بیجیال من برو کشکت بساب / چون مرا هرگز نبینی تو بخواب
گفت با من مجنون این چنین / حال و روز لیلی مارا ببین
بشکند این دست شور بی نمک / کرده مارا دختر قرتی انک
حال که قرتی شده لیلای من / نیست دیگر عاشق و شیدای من
میروم من هم پی کیسی دگر /تا رود از کله ام عشقش به در
فکر کرده تحفه اش آورده است / یا قیس عامری یک برده است
آی آقای نظامی شد تمام / قصه لیلی و مجنون والسلام
خط بزن شعری که در کردی زما / چون شده لیلای شعرت بی وفا

26100605801
12-01-29, 10:25
شعـــر طنز : من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم !





من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟

26100606858
12-01-29, 12:14
خواستگاري خر
خري آمد به سوي مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاري
اگر تو بچه ات را دوست داري
خر مادر بگفتا اي پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهاي خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرك از شادمانی جفتکی زد
کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پاي عقدش
یه افسار طلا با پول نقدش
خریداري نمودند یک طویله
همانطوري که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟
به عقد این خر خوشتیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده
عروسخانم به گل چیدن برفته
براي بار سوم خر بپرسید
که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادي نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
براي این دو خر در زندگانی

الهی تو بمیري
الهی تو بمیري من نمیرم
سر قبرت بیام پارتی بگیرم
الهی سرخک و اریون بگیري
تب مالت و بلاي جون بگیري
الهی از سرت تا پات فلج شه
کمرت بشکنه،دستت سقط شه
الهی حصبه و ام اس بگیري
سر راه بیمارستان بمیري
الهی کوربشی چشمات نبینه
بمیري، گم بشی، حقت همینه
الهی آسم تایپ آ بگیري
هنوز که زنده اي پس کی میمیري؟
الهی شوهر ایدزي بگیري
بفهمی که داري از ایدز میمیري
به در بردي از اینها جان به سالم
الهی دردبی درمون بگیري

نبرد رستم و جومونگ
کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو
به رستم چنین گفت اون جومونگ!
ندارم ز امثال تو هیچ باك
که گر گنده اي من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم
رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:
منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو اي جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت
جومونگ چشماشو اونطوري گشاد کرد و گفت:
تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وي ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیشمن مور هم نیستی
کانال 3 رو دیدي؟ کور که نیستی
در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:
چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنگ
چنان بر تنت کوبم این نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبکی
مگر تو ندانی که من کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایران زمین
)بویو)کوچک است در نگاهم همین
بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه اي که آنجا پنهان شده بود آمد:
جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها)مادر بی گناه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشم رسید
سوسانو هماره بود همسرم
دهم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!
و بعد از حرفهاي جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:
و این شد که رستم سخن تازه کرد
)که حرف دلش گفت )پسکو نبرد؟!
بگفت اي جومونگا که حرف دل است
که زن ها گرفتند اوضاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!
و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند
[

86101004993
12-03-02, 04:50
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟